ارسال

انتقام بورژوازی آلمان از جنبش اعتراضی علیه گروه بیست


2017-07-16 | ۱۳۹۶-۰۴-۲۵

این دیگر راز آشکاری است که اجلاس جی بیست پاسخی برای هیچ یک از دستورکارهای خویش نیافت. آنها در واقع این توافق را کردند که توافقی با همدیگر ندارند. صدراعظم آلمان در مصاحبه مطبوعاتی اش به عنوان میزبان اجلاس اعلام نمود که پیشرفتهایی صورت گرفته است و البته این فرصت را نیافت که این پیشرفت ها را برشمارد. میدیای بورژوازی آلمان اما برخی از این به اصطلاح پیشرفتها را نام برده است. ازجمله اینکه گویا پوتین و ترامپ فضای گفتگوهایشان را بهتر کرده اند. مرکل درعین حال امیدوار بود که طرح مشترک آلمان و اتحادیه ی اروپا تحت عنوان "نقشه مارشال برای آفریقا" که چیزی جز بازگذاشتن دست انحصارات اروپایی برای غارت بیشتر آفریقا و گسترش خصوصی سازی نبود، مورد توافق شرکت کنندگان در اجلاس قرار بگیرد. واقعیت امر این است که اجلاس جی بیست اکنون به کلوپ رقابت قدرتهای امپریالیستی و قدرتهای منطقه ای و به محل ائتلافهای جدید تبدیل شده است.

با این وجود نباید کتمان کرد که اجلاس برخی مولفه های موجود در اوضاع جهانی را شفافتر عیان ساخت. اولین نکته ای که نشان داد اینکه امپریالیسم آمریکا دیگر نمی تواند مدعی شود که رهبری جهان غرب را بر عهده دارد. این امر را خانم مرکل یکبار دیگر بعد از اجلاس جی هفت نیز با بیان این امر که اتحادیه ی اروپا باید به خودش تکیه کند، جدایی بند ناف اتحادیه اروپا را از آمریکا اعلام کرده بود. همزمان ترامپ از هیچ کوششی فروگذار نکرد که اهداف اتحادیه ی اروپا را دور بزند. ملاقات با سران ترکیه و عربستان در اجلاس و ملاقات با سران لهستان اسلواکی و مجارستان پیش از اجلاس یک دهن کجی آشکار به قدرتهای سه گانه ی اتحادیه ی اروپا یعنی آلمان، فرانسه و ایتالیا بود . در این میان مکرون رئیس جمهور فرانسه کوشش کرد که به مثابه وکیل اتحادیه اروپا در مقابل ترامپ به میدان بیاید زیرا قرار بود صدراعظم آلمان در رل مهماندار به اصطلاح بی طرف بماند و بالاخره اجلاس نشان داد که همه ی قدرتهای شرکت کننده در این مجموعه به دنبال ائتلافهای جدید هستند. ائتلافهایی که بر سر بحرانهای مختلف، اجزای متفاوتی را درخود جای می دهد. این را در رابطه با راه حل در مورد سوریه، اکراین، عروج مجدد جنگ سرد و بالاخره تقویت بنیه ی دفاعی و نظامی می توان دید.

همزمان در میان بخشهای وسیعی از جامعه پرسشهایی از این نوع طرح گردید چرا این همه تدارک برای اجلاسی از این نوع ، چرا فاشیستهایی از نوع ترامپ صحنه هایی برای حضورشان مییابند، آیا این به اصطلاح گفتگوهای بی ثمر را نمی شد از طریق کنفرانسهای ویدویی سازمان داد و بالاخره آیا نتیجه ی صحبتهای پشت درهای بسته و مخفی غیر از به حاشیه راندن توده های وسیعی از مردم جهان به ارمغان خواهد آورد. همه ی این سوالات از سوئی و گزارشاتی که توسط میدیای غیروابسته و حقوقدانان در مورد حملات وحشیانه پلیس به جنبش اعتراضی از سوی دیگر نتیجه اش به زیر سوال رفتن مشروعیت میزبان این اجلاس بود. در خدمت گرفتن بیش از بیست هزار نفر از نیروهای سرکوبگر و ایجاد فضای رعب و و وحشت از اینکه که گویا بنا به ادعای پلیس بیش از هشت هزار نفر از تروریستها و آشوبگران به هامبورگ آمده اند می بایست مردم را از شرکت در جنبش اعتراضی بازدارد.

با وجود همه ی این ترفندها استقبال وسیع مردم از اجلاس آلترناتیو تحت نام "اجلاس برای همبستگی جهانی" در روزهای پنجم و ششم ماه ژوئیه با شرکت بیش از هفتاد و پنج گروه و سازمان و شخصیتهای جهانی و حضور بیش از دو هزار نفر در کارگروهای این اجلاس و نقد سیستم نئولیبرالی حاکم به مثابه سیستمی که عامل انهدام کره ی زمین، نابرابری اجتماعی و فقر می باشد، نمی توانست با موج گسترده عملیات نیروهای سرکوب گر بورژوازی آلمان روبرو نگردد.

برای بورژوازی آلمان مسئله ی اصلی این بود که چپ جامعه نتواند حضور اجتماعی پیدا کند. حضور گسترده نیروهای سرکوب گر در واقع نوعی آمادگی و تمرین جهت مقابله با خیزشهای انقلابی آینده بود. حال که باوجود همه ی این سرکوبگری ها جنبش اعتراضی یک هفته ی کامل فضای کشور و به ویژه دومین شهر بزرگ آلمان را درنوردیده و قدرت خود را به نمایش درآورده بود، بورژوازی آلمان دنبال فرصتی بود که انتقام خود را بگیرد. حمله وحشیانه پلیس به کمپهای ایجاد شده با وجود اجازه ی دادگاه عالی آلمان و همچنین به تظاهرات پانزده هزار نفره تحت عنوان "به جهنم خوش آمدید" و سپس حادثه ی خشونت بار در یکی از مراکز اصلی چپ شهر این فرصت را فراهم آورد. راهپیمایی بیش از هفتاد هزار نفر در روز پایانی اجلاس باوجود فضای رعب و وحشتی که نیروهای سرکوبگر برای ممانعت از شرکت مردم در این راهپیمایی ایجاد کرده بودند ضرورت آغاز تهاجم انتقام جویانه ی بورژوای آلمان را فراهم ساخت. این تهاجم هرچند که از روزهای پیش از این راهپیمایی توسط مقامات دولتی و میدیای وابسته آغاز گردیده بود بلافاصله بعد از پایان راهپیمایی اوج جدیدی پیدا کرد. وزیر داخله آلمان از آشوبگرانی که با تروریستهای اسلامی از یک جوهرند، نام برد و اینکه در روزها و هفته های آینده عکسهای گرفته شده از این به اصطلاح آشوبگران در کمیسیونهای ویژه بررسی شده و همه ی آنان باید در انتظار احکام شدیدی باشند. وزیر دادگستری پیشنهاد ایجاد یک ارگان مرکزی در سطح اروپا برای به ثبت رساندن مشخصات به اصطلاح آشوبگران نمود. سخنگوی فراکسیون حزب دموکرات مسیحی در پارلمان آلمان صحبت از خطر بزرگ چپ رادیکال نمود که گویا بیش از 28 هزار نفرند و تابحال نادیده گرفته شده اند. سریال میزگردهای تلویزیون با حضور "متخصصینی" که وظیفه ای جز دفاع از نظم حاکم و ستایش قهرمانی های نیروهای سرکوب گر و به اصطلاح کالبد شکافی چپ رادیکال را نداشتند، به راه افتاد. البته در این ارکستر جمعی روزنامه های جیره خوار نیز نقش خود را بازی می کردند. اگر این هجوم گسترده از نظر بورژوازی هار آلمان باید در خدمت منفرد کردن و به حاشیه راندن چپ بیانجامد، در مقابل برای چپ جامعه و به ویژه چپ رادیکال جامعه و طبقه ی کارگر این پیام را دارد که بورژوازی تا زمانی به این دموکرسی صوری پایبند است که خطری تهدیدش نکند در عین حال چپ جامعه و به ویژه چپ رادیکال باید بتواند از طریق آگاهگری در میان مردم، پرده از چهره ی واقعی این دموکراسی صوری برداشته و خود را برای نبردهای قطعی آینده آماده سازد. به ویژه در لحظه کنونی نباید گذاشت که بورژوازی آلمان موفق به ایجاد شکاف در میان گرایشات مختلف جنبش اعتراضی گردد.

آخرین سخن روز