ارسال

مانورها برای گرم کردن بازار انتخابات آغاز شد


2017-04-15 | ۱۳۹۶-۰۱-۲۶

مانورها برای گرم کردن بازار "انتخابات" ماه آینده جمهوری اسلامی، آغاز شده است. در این زمینه هر روز جنجالی آفریده می شود و به خوراک ارزیابی ها و تجزیه و تحلیل های خبرگزاریها و "صاحبنظران سیاسی"، تبدیل می گردد. در میان ناباوری بسیاری از اینگونه تحلیلگران، احمدی نژاد علیرغم توصیه خامنه ای خود را کاندید می کند تا ظاهرا مخالفت با " رهبر" را به پشتوانه اعتبار خود در میان مردم تبدیل کند. ابراهیم رئیسی منفورترین کسی که میتوان تصور کرد، به عنوان کاندیدائی که رقیب روحانی در انتخابات ریاست جمهوری است، مطرح میشود. بدین تریب زمینه سازی برای تبلیغ ایده انتخاب بین "بد و بدتر" در ذهن ساده انگارانی که گویا تصمیم گرفته اند همیشه ابزار و سیاه لشکر بدون پاداش اینگونه نمایشها باشند، فراهم می شود.
اینکه انتخاب مرجع واقعی و موثر رژیم یعنی سران سپاه پاسداران و خامنه ای اطرافیانش چگونه تعیین می شود، بستگی دارد به اینکه در هر دوره ای رژیم به چه چیزی نیاز دارد. با توجه به این نیاز است که در هر دوره کس معینی سر از صندوق رای در می آورد. اما از آنجا که نمایش باید تکمیل باشد، البته باید مسیری هم به مردم نشان داده شود تا شماری از مردم به پای صندوق آورده شوند، تا ظاهر نمایش را علیرغم نتیجه آن تامین نمایند.
نگاهی گذرا بە نمایشهایی کە بە نام انتخابات در جمهوری اسلامی برگزار گردیدە اند، نشان میدهد کە هر بار متناظر با جهت گیری سیاسی کە مد نظر بیت رهبری و فرماندهان سپاە پاسدران بودە است، تلاش شدە تا از صندق ها همان کاندید از قبل تعیین شدە ای بیرون آوردە شود کە بە جهت گیری سیاسی مورد نظر آنها در هر دورە بیشتر خدمت میکند. " انتخابات " سال 1388 نمونە بارز چنین رویکردی بود. نیاز آن دورە جمهوری اسلامی، بحران افرینی منطقه ای بود، بیرون آمدن کسی چون احمدی نژاد کە خامنەای او را نزدیکتر بە نظرات خود معرفی کرد، حاصل جواب بە نیاز مورد نظر بود. دیدیم کە این نیاز با تقلب آشکار و گستردە و سرکوب خونین معترضان بە این تقلب، سرانجام تحمیل شد. یا مثلا در سال 1392 همین حاکمیت، با توجە بە فشار تحریم ها و مشکلات جدی کە بدنبال تعقیب برنامە هستەای پیش امدە بود ، نیاز داشت به اینکه آرایش سیاسی را چنان تنظیم کند، کە سیاست " نرمش قهرمانانە" را در مقابل امریکا و غرب دنبال کند و برای جواب بە این نیاز سیاسی، بە بیرون آمدن نام روحانی از صندوق ها رضایت دادند.
اما برای نمایش انتخابات سال 96 رژیم دچار سردرگمی آشکاری است.هنوز با قاطعیت نمی توان از جهت گیری سرانی که وظیفه مهندسی کردن انتخابات را بر عهده دارند، سخن گفت. سردر گمی آنجا آشکار میشود که رژیم برای رو کردن کارت اصلی و یا مضمون اصلی فریبکاری خود، فرصت زیادی برایش باقی نمانده است. البته با شناختی که از جمهوری اسلامی و روشهای فریبکارانه اش داریم، هنوز باید منتظر نمایشهای جنجالی دیگری نیز باشیم.اگر همانطوریکه احمدی نژاد در روز ثبت نام خود گفت، "به میدان آمده است که انتخابات دوقطبی را سه قطبی کند"، ظاهر قضیه این است که رئیسی و روحانی و خودش را در راس این سه قطب حساب کرده است. اگر به فرض این سه چهره را به عنوان بازیگران اصلی نمایش حساب کنیم، هر کدام خصوصیات ویژه خود را دارند. روحانی به عنوان چهره ای شناخته شده است که طی چهار سال مداوما به مردم وعده دروغ داده است: از منشور حقوق شهروندی سخن گفته است، ایران را در ردیف نخست اجرا کنندگان حکم اعدام در جهان قرار داده است، عرصه را بر نویسندگان و هنرمندان و فعالین مدنی تنگ تر کرده است، ضد کارگری ترین لایحه قانون کار را برای تصویب به مجلس ارائه داده است، حقوق اولیه اقلیتهای ملی و مذهبی با شدت بیشتری پایمال کرده است و دهها مورد دیگر، چنین مهره ای از نظر افکار عمومی قاعدتا سوخته است.
اما سابقه ابراهیم رئیسی از لحاظ توانائی آوردن مردم به پای صندوق رای از روحانی هم قابل توجه تر است. اگر احیانا تصمیم سران رژیم بر این باشد که این دوره وی را از صندوقهای رای در بیاورند، معنایش این خواهد بود که اولویت خود را بر سرکوب هر چه شدید تر نارضایتی ها قرار داده اند. ابراهیم رئیسی از سال ۱۳۸۳ به مدت ۱۰ سال معاون اول قوه قضائیه بود و در سالهای 93 و 94 نیز دادستان کل کشور بود. او ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۴ با حکم خامنه‌ای به تولیت آستان قدس رضوی یکی از ثروتمندترین و قدرتمندترین نهادهای غارتگر ثروتهای این جامعه در جمهوری اسلامی منصوب شد. اما بیشترین بخش از دوران مسئولیت‌‌های اداری‌اش در قوه قضائیه جمهوری اسلامی سپری شده است. او از ابتدای دهه شصت در سمت‌های قضائی- امنیتی مشغول به کار بود. در جریان اعدام هزاران تن از زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، همراە حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی و مصطفی پور محمدی از اعضای گروه موسوم به «هیات مرگ» بودند کە جنایات هولناکی را در تاریخ جمهوری اسلامی بە ثبت رساندند و هزاران انسان اسیر را بە جوخەهای اعدام سپردند.
تکلیف سابقه 8 ساله احمدی نژاد هم روشن است. قرار بود پول نفت را بر سفره مردم بیاورد، بیش از 50 میلیون نفر از مردم این کشور را به زیر خط فقر برد. 800 ملیارد دلار از ثروت این مردم را بدون حساب و کتاب به باد داد.در سطح افکار عمومی جهان به عنوان رئیس جمهوری نادان، مرتجع، دروغگو، متخصص ایجاد بحرانهای تصنعی و جنجالی، موقعیت خود را تثبیت کرد. بازگشت به دوران احمدی نژاد معنائی جز استیصال و سردر گمی رژیم اسلامی در این زمینه ندارد.
همه اینها نشان می دهند که که در هر نمایش انتخاباتی، رویکردهای رژیم و جناح غالب آن برای حل بحران‌ها و گزینه‌هائی که پیش رو دارد،محدود تر می‌شوند. تضاد بنیادی مردم با این رژیمآنچنان عمیق است و نفرت از این رژیم آنچنان گسترده است،که سرکوب آن با رئیس جمهور شدن آدم‌کشی مانند ابراهیم رئیسی و یا تخفیف آن با انتخاب سیاستمدار گوش به ‌فرمانی همچون حسن روحانی، یا شارلاتانی چون احمدی نژاد ممکن نیست. حل تضاد مردم با استبداد دینی سرمایه داری در ایران تنها یک راه‌حل دارد و آن طرد بی‌قیدوشرط حاکمیت جمهوری اسلامی است. تنها در چنین صورتی است که راه برای برداشتن گامهای بعدی در زمینه تامین آزادی و رفاه و آسایش و برابری در این جامعه هموار خواهد شد.

آخرین سخن روز