ارسال

روزهای سرنوشت ساز برای طبقه کارگر فرانسه


2017-10-09 | ۱۳۹۶-۰۷-۱۷

از زمانیکه ماکرون در هفتم ماه مه به عنوان رئیس جمهور فرانسه انتخاب شد، دور تازه ای از تهاجم بورژوازی فرانسه به طبقه کارگر آغاز گردید. ترجیع بند این تهاجم "رفرم در بازار کار" که در مرکز آن لیبرالیزه کردن بازار کار و همزمان تضعیف قدرت اتحادیه های کارگری جهت مقابله با کارفرمایان بود. برای بسیاری از پیشروان طبقه کارگر فرانسه آنچه را که او به اصطلاح "آزادی کار" مینامید، چیزی جز "آزادی" دست کارفرمایان جهت تهاجم به کارگران نبود. اگر او به مثابه وزیر اقتصاد اولاند رئیس جمهور پیشین نتوانست "رفرم بازار کار" را به طبقه کارگر فرانسه تحمیل کند، اکنون در قامت رئیس جمهور و با تکیه بر اکثریت نمایندگان پارلمان و با حکم حکومتی تعرض خود را سازمان میدهد.

طرح ماکرون در واقع ادامه طرح های مشابه ای است که در بسیاری از کشورهای اروپائی از جمله آلمان، ایتالیا، اسپانیا و آخرینش در جریان عمیق ترین بحران جهان سرمایه داری در یونان به پیش برده شد. ارمغان این رفرمها در همه این کشورها بیکار سازی کارگران دائم، ایجاد یک ارتش میلیونی کارگران قراردادی، تضعیف قدرت چانه زنی اتحادیه های کارگری بود که میبایست در خدمت افزایش قدرت رقابتی بورژوازی بومی در این کشورها قرار گیرد. سالها بود که بورژوازی فرانسه غبطه بورژوازی آلمان را میخورد و احزاب سنتی فرانسه یعنی حزب محافظه کار و سوسیال دمکرات را فرا میخواند که از مدل آلمانی "رفرم بازار کار " پیروی کند. بورژوازی فرانسه البته حق داشت چرا که همکیشان آلمانی او در بستر "رفرم بازار کار " سال 2004 دولت سوسیال دمکرات آلمان و در یک پروسه ده ساله به قدرت اقتصادی یکه تاز اتحادیه اروپا تبدیل شده و توانست به تکیه به این قدرت اقتصادی سیاستهای خود را به همه دولتهای اروپائی تحمیل کند. بورژوازی آلمان و دولتهای کارگزارش از سال 2004 در مدیای وابسته خود فریاد میزنند که رقم بیکاری در آلمان را در جریان عملی ساختن آن رفرم از چهار و نیم میلیون نفر در سال 2004 به دو ونیم میلیون نفر در سپتامبر سال 2017 رسانده اند. ولی آنان در یک فریب همگانی بر این امر سرپوش می گذارند که در این فاصله بیش از هفت میلیون و هفتصد هزار نفر از کارگران شاغل و غیر شاغل آلمان به کارگران قرار دادی تبدیل شده و بیش از چهار میلیون و پانصد هزار نفر از آنان با وجود کار تمام وقت آنهم در کشوری که سومین قدرت اقنصادی جهان است، قادر به تامین هزینه زندگی خود نبوده و نیاز به کمک هزینه دولتی از جیب مالیات دهندگان دارند. این خیل عظیم کارگران قرادادی در زمان بازنشستگی با وضعیتی روبرو می شوند که اکنون در آلمان از آن به عنوان "فقر در پیری" در مقیاس گسترده نام برده میشود. زمانیکه ماکرون از کاهش رقم بیکاری در فرانسه و به خصوص بیکاری جوانان صحبت میکند، درست همین الگو را در نظر دارد.

اکنون دست کارفرمایان جهت باز خرید و اخراج کارگران دائم و جایگزینی آنان با کارگران قرار دادی بازتر میشود. مضافا اینکه کارفرمایان در موسسات کوچکتر میتوانند از طریق مذاکره با به اصطلاح نمایندگان کارگران و دور زدن اتحادیه های کارگری در مورد اخراج ویا چگونگی استخدام کارگران با شرایط بسیار مناسبتری برای سرمایه اقدام کنند. ماکرون و دولتش همه این اقدامات را با بوق و کرنا در خدمت "رهائی بازار کار" و وایجاد میلیونها شغل جدید جار میزند و این در حالی است که بسیاری از اقتصاددانان بورژوائی فرانسه براین باورند که که با عملی شدن این رفرمها موج وسیعی از بیکارسازیها براه خواهد افتاد.

ماکرون با استفاده از تعطیلات تابستانی و همزمان با حیله گری در مذاکره با اتحادیه های کارگری و پنهان نگه داشتن همه محتوای رفرم ها تا اوایل ماه سپتامبر فرصت کافی برای به تصویب رساندن طرح خود را یافت. تاکتیک ماکرون در مذاکره با اتحادیه ها تا حدی با موفقیت روبرو شده و دو اتحادیه "س اف د ت و اف او " به دام این تبلیغات افتادند. و این اولین شکاف در برخورد اتحادیه های کارگری به تهاجم ماکرون بود. بدون تردید این اتحادیه ها به همان سرنوشتی دچار خواهندگشت که اتحادیه های آلمان دچار شده ودر طول سیزده سال گذشته نزدیک به پنجاه در صد اعضاء خود را از دست دادند از آنرو که بجای سازمان دادن اعتراض عمومی، کارگران را به دنباله روی از سیاستهای دولت کشاندند.

تسلیم شدن دو اتحادیه از سه اتحادیه کارگری قدرتمند فرانسه نمیتوانست اثرات خود را بر دامنه جنبش اعتراضی علیه ماکرون نگذارد. با وجود اینکه در اولین زور آزمائی کارگران فرانسه به دعوت اتحادیه " س ژ ت و اتحادیه معلمان" بیش از چهار صد هزار نفر در بیش از یکصد شهر فرانسه دست به راهپیمائی زدند ولی حتی همین مقدار هم در مقایسه با راهپیمائی های میلیونی کارگران فرانسه در ماههای اول سال نشانه تضعیف قدرت مقابله طبقه کارگر فرانسه با ماکرون بود. فراخوان سندیکای "س ژ ت" به راهپیمائی در بیست و یکم سپتامبر با وجود اینکه برخی از شاخه های محلی دو اتحادیه بزرگ دیگر نیز شرکت کرده بودند و یا اعلام اعتصاب نامحدود رانندگان کامیونها از بیست وششم سپتامبر نیز توان مقابله جدی با تهاجم دولت کارگزار بورژوازی فرانسه را نیافت. در روزهای آینده کارگران فلز کار، خدمات عمومی، معلمان و بازنشستگان و از جمله در دهم اکتبر کارکنان بخش دولتی دست به اعتصاب خواهند زد. ولی دستکم آنچه تاکنون دیده می شود کمبود هم آهنگیهای لازم در میان سازمندهندگان این اعتراضات است. با وجود این نباید فراموش کرد که جنگ اعلام شده از جانب ماکرون علیه طبقه کارگر در آغاز کار است و هنوز فرصت برای سازمان دادن یک جنبش اعتراضی قدرتمند، گسترده، سرتاسری و متحد جهت تدارک جنگ نهائی موجود است. تهاجم ماکرون تنها به مزد و حقوق بگیران محدود نشده و دانش آموزان، دانشجویان واستادان دانشگاهها هم باید خود را برای دوران سختی آماده کنند . در انتخابات هفتم ماه مه ما بین ماکرون ولوپن بیش از دوازده میلیون نفر یعنی بیست وپنج وسی وهشت دهم در صد حائزین آرا به پای صندوق های رای نرفته وچهار میلیون نفر دیگر یعنی نه در صد، آراء باطله به صندوق ها ریختند. همه اینها فاکتورهای عینی مساعدی هستند که میتوانند بطور بالقوه نیروی قدرتمند جنبش اعتراضی باشند.

اکنون طبقه کارگر فرانسه در شرایط سختی قرار گرفته است. اگر بتواند بر پراکندگی خود غلبه کند، اگر پیشروان رادیکال طبقه بتوانند خود را در قامت رهبران سیاسی جامعه عرضه کرده و تدارک یک اعتصاب سیاسی عمومی را ببینند و بویژه اگر آنها بخش هائی از طبقه کارگر را که نقش کلیدی داشته و اعتصابشان میتواند تمام چرخهای حرکت حامعه را متوقف کند، به حرکت در آورند، در اینصورت بورژوازی فرانسه قهرمان خود را همچون سایر قهرمانان بیش از او به فراموشی خواهد سپرد.

آخرین سخن روز