ارسال

مردم یمن در گرداب یک فاجعه انسانی


2017-10-12 | ۱۳۹۶-۰۷-۲۰

مردم یمن همچنان در سکوت رسانه های وابسته به قدرت های بزرگ سرمایه داری در آتش جنگی ارتجاعی می سوزند. جنگی که بیش از دو سال و نیم از عمر آن می گذرد، این فقیر ترین کشور خاورمیانه را با یکی از بزرگترین بحران های انسانی در جهان روبرو کرده است. در نتیجه این جنگ تاکنون بیش از ۸ هزار نفر جان خود را از دست داده و هزاران نفر زخمی شده اند. این جنگ با ویرانی ها و کشتاری که ببار آورده است، تمام خدمات درمانی و بهداشتی را نابود کرده و مردم را به آوارگی و گرسنگی کشانده است. بنا به گزارش سازمان اکسفام، ۲۰ استان از ۲۲ استان یمن در مرحله وضعیت اورژانسی و بحرانی فقدان امنیت غذایی به سر می برند و ۱۹ میلیون نفر معادل ۷۰ درصد جمعیت این کشور، نیازمند کمک های اضطراری هستند. بحران وبا در یمن که از چند ماه پیش آغاز شد، بدترین نوع شیوع وبا در جهان بوده که در یک سال به ثبت رسیده است. تاکنون حدود ۷۷۰ هزار نفر در یمن به این بیماری مبتلا شده اند و پیش بینی می شود تعداد موارد مبتلا به این بیماری به یک میلیون نفر تا ماه نوامبر سال جاری برسد. اگر مردم کره شمالی به بهانه ماجراجویی های اتمی دولت حاکم در این کشور تحت فشار تهدید های جنگی و محرومیت های اقتصادی قرار می گیرند، اما در یمن از بلند پروازی های اتمی خبری نیست. مردم یمن قربانی جنگ و رقابت های حکومت های ارتجاعی منطقه و جهانی برای گسترش مناطق نفوذ هستند.

بحران جنگی در یمن بعد از آن آغاز شد که "علی عبدالله صالح" دیکتاتور سابق که از ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰ رئیس جمهور یمن شمالی بود و پس از وحدت بخش‌های شمالی و جنوبی همچنان در قدرت مانده بود، در تداوم خیزش های انقلابی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و سرایت آن به یمن، او نیز به سرنوشت دیکتاتورهای تونس و مصر گرفتار آمد و در اوایل سال ۲۰۱۲، پس از ۳۴ سال، مجبور به کناره گیری از قدرت شد. بعد از کناره گیری صالح و به قدر رسیدن منصور هادی، جنبش اعتراضی برای دستیابی به نان و آزادی نه تنها فروکش نکرد، بلکه در شکل اعتراضات خیابانی گسترش پیدا کرد. با تداوم اعتراضات مردم علیه دولت، گروه شبه نظامیان شیعه حوثی و گروه های وابسته به شبکه تروریستی القاعده فعالیت های خود را گسترش دادند. دولت منصور هادی برای مقابله با روند رو به گسترش اعتراضات مردم با اعمال حکومت نظامی و به رگبار بستن صف مبارزات حق طلبانه آنان فضای سیاسی جامعه را به شدت میلیتاریزه کرد. با به حاشیه رفتن مبارزات حق طلبانه مردم که می توانست در ادامه خود سرنوشت سیاسی یمن را رقم بزند، این کشور به صحنه رودر روئی نیروهای ارتش با شبه نظامیان شیعه حوثی تبدیل شد. رژیم جمهوری اسلامی از همان ابتدا عملیات شبه ‌نظامیان شیعه حوثی علیه حکومت را "جنبش مردمی" معرفی کرده و از آن حمایت می کرد.

حوثی‌ها، برای تسلط بر مناطق جنوبی کشور با حامیان سنی دیکتاتور سابق، علی عبدالله صالح، متحد شدند و با پیشروی به سوی پایتخت در سپتامبر ۲۰۱۴ بخش های وسیعی از صنعا را به تصرف خود در آوردند. هادی چند ماه بعد مجبور به ترک صنعا شد و در ماه فوریه ۲۰۱۵ در شهر عدن عقب مستقر شد. با ادامه پیشروی شبه نظامیان حوثی به مناطق جنوبی، منصور هادی به عربستان سعودی گریخت و خواهان مداخله نظامی حکومت عربستان سعودی و دیگر حکومت های عربی منطقه در یمن شد. حکومت عربستان سعودی که روند اوضاع در یمن را کاملا به زیان منافع خود می دید در واکنش به این تحولات، در رأس ائتلافی از دولت های عربی منطقه، به جز عمان، به بهانه پاسخ دادن به درخواست دولت قانونی یمن از ۲۶ مارس ۲۰۱۵ حملات هوایی خود به مواضع حوثی‌ها و متحدانشان در یمن را آغاز کرد.

با آغاز جنگ تمام عیار ائتلاف دولت های عرب منطقه به رهبری عربستان سعودی علیه شبه نظامیان حوثی، حمایت های رژیم جمهوری اسلامی ایران از حوثی ها نیز ابعاد تازه ای پیدا کرد. خبرگزاری رویترز در یکی از گزارش‌های اختصاصی خود در این مورد، از ارسال سلاح‌های پیشرفته‌ای مانند موشک‌های دوربرد، موشک ضد تانک و همچنین پهپاد از سوی رژیم اسلامی ایران و نیز اعزام مستشاران نظامی به یمن خبر داد. خبرگزاری رویترز در این گزارش با استناد به "منابع مطلع " مدعی شده بود که ایران، شیعه‌های عرب و افغان را هم برای آموزش نظامی شورشیان حوثی به یمن اعزام کرده است. بنا به این گزارش ها ارسال اسلحه به حوثی های عمدتا از طریق کشور عمان که مرز زمینی گسترده‌ای با یمن دارد و از معدود دولت عربی است که در ائتلاف نظامی منطقه ای به رهبری عربستان سعودی حضور ندارد انجام شده است.

دولت های آمریکا و بریتانیا و بویژه آمریکا تاکنون نه تنها از طریق انعقاد پیمانهای نظامی و فروش اسلحه به حکومت عربستان در رأس یک ائتلاف ارتجاعی به ادامه این جنگ کمک می کنند، بلکه از طریق کمک به عملیات سوخت گیری هواپیماهای جنگی ارتش عربستان، پشتیبانی لجستیکی و در اختیار قرار دادن اطلاعات نظامی نقش مستقیمی در ادامه این جنگ و بحران انسانی دارند. دولت آمریکا اساسا از این زاویه که تسلط شبه نظامیان حوثی بر کشور یمن، امنیت باب المندب یکی از آبراه های مهم بین المللی برای انتقال نفت خاورمیانه به غرب را به مخاطره می اندازد و همچنین برای کنترل دخالتگری های رژیم جمهوری اسلامی در کانون های بحران منطقه به حمایت های همه جانبه خود از حکومت عربستان سعودی و ائتلاف تحت رهبری آن ادامه می دهد.

در این شرایط که چشم اندازی برای پایان دادن به این بحران انسانی در کوتاه مدت وجود ندارد. در شرایطی که مردم یمن از زمین و هوا و دریا در محاصره هستند و راهی برای گریز از این چنگال این جنگ ارتجاعی ندارند، در شرایطی که هر چند دقیقه یک کودک یمنی به دلیل بیماری قابل درمان وبا به دلیل عدم دسترسی به آب پاک جان خود را از دست می دهد، بشریت بیش از این نمی تواند نظاره گر باشد. حکومت های ارتجاعی سرمایه داری در سطح منطقه و جهان عاملان اصلی این فاجعه انسانی در یمن هستند. بشریت ترقی خواه در سطح منطقه و جهان تنها با به چالش کشیدن و با تحت فشار قرار دادن عاملان این جنایات می تواند امید به رهایی از گرداب این فاجعه انسانی را در دل مردم یمن زنده نگاه دارد.

آخرین سخن روز