ارسال

اشک تمساح گرگ های درنده برای گورخوابها


2017-01-10 | ۱۳۹۵-۱۱-۲۱

گزارش روزنامه همشهری در مورد پنجاه زن ومرد و کودک که شبها به گورستان نصیر آباد شهریار پناه میبرند، فرصتی دیگر فراهم آورد که باندهای حکومتی به جان هم بیفتند. در این میان آنچه که نصیب این گور خوابان گردید ضرب وشتم بود. نگاهی گذرا به بخشی از موضعگیری سران باندهای حکومتی در ارتباط با "گورخوابها " بیانگر اشک تمساحی است که در پشت آن، جدالهای دیگری به پیش برده می شوند.

قالیباف شهردار تهران که به عنوان یکی از نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری سال 96 از وی نام برده میشود، در یادداشتی نوشت: "این معضلات محصول نوع نگاه سرمایه داری - اشرافی در اداره کشور وجامعه است. گور خوابی بخش عریان و عیان این معضلات است. این مدل مدیریت کشور آسیبها و معضلات پنهانی نیز دارد که ضربات کاراتری به این نظام وارد میکند." قالیباف که توپ را به میدان رقیب پرتاب میکند، بیشرمانه فراموش میکند که سازمان بازرسی کل کشور در مرداد ماه سال جاری از فروش دویست قطعه از املاک شهرداری تهران به برخی از مدیران این نهاد و افراد دیگر " به قیمت غیر واقعی" و"بسیار پائین" همراه با "پنجاه در صد تخفیف" و در قسط های شش ماهه خبر داد. یعنی یک اختلاس دویست میلیارد تومانی در سازمان زیر مدیریت ایشان، و بازهم قالیباف فراموش میکند که به فرمان او دستفروشان در تهران را کتک میزنند .دستفروشانی که در گرما و سرما، در میان دودهای سمی ماشینها ودر حاشیه خیابانها باید لقمه نانی برای خود وخانواده شان تهیه کنند. محسن رضائی نوشت: " یک ایرانی با شرافت تصویری از هموطنان که در قبرستان میخوابند کشید و هنرمندی درد آشنا، این صحنه را شرم ساری بزرگ خواند. رئیس جمهور محترم با پاسخ گویی میگوید من ناراحت هستم. آقای روحانی ! شش ماهه نخست خوشآمد گویی و تبریکات ریاست جمهوری به پایان رسیده است. الان سال چهارم است، سال پاسخگویی است. کاری کنید تا آلام مردم التیام بخشد." باید به این فرمانده پاسدار گفت شرم داشته باشید و نظری به بودجه نه هزار وششصد و بیست و هشت میلیاردتومانی ستاد مشترک سپاه این ارگان سرکوب و پیشبرنده سیاستهای تجاوزکارانه رژیم و بزرگترین باند اقتصادی بیفکنید. تنها بخش اندکی از این رقم نجومی کافی است که معضل کارتن خوابها راحل کند.

سعید جلیلی رقیب روحانی در دوره گذشته خطاب به روحانی و قالیباف میگوید: "نگرانی نسبت به کارتن خوابها زمانی میتواند درست باشد که از حقوق های نجومی واموال نجومی و املاک نجومی هم شرمسار باشید." روزنامه جوان وابسته به سپاه نوشت: " کسی پیدا میشود ومیگوید: "دولت نباید پول ما را خرج بچه هایی کند که از کارتن خوابها به دنیا میایند و باید آنها را عقیم کرد". همین فرد برای سگها دغدغه ای بسیار فراتر دارد که حتی حاظر نیست ببیند مردم در فحش دادن گاهی ار واژه سگ استفاده کنند."

نماینده سیستان وبلوچستان در مجلس خبرگان رهبری هم مدعی شد که : " منشاء گور خوابی بی ارادگی افراد است و ربطی به حکومت ندارد." معاون استاندارتهران هم با بیان اینکه " باید با قانع سازی، روسپی ها ومعتادان کارتن خواب عقیم شوند "، سهم خود را در این ارکستر وقاحت و بیشرمی ادا نمود. راه حل او تکرار همان پیشنهادی است که شهیندخت مولاوردی معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری کرده بود که " باید زنان کارتن خواب عقیم شوند تا از میزان هزینه ها وخطرات آنها کاسته شود ."

باید پرسید که آیا هیچگونه تفاوتی مابین فاشیست های هیتلری که معلولین وآسیب دیدگان اجتماعی رابه کوره های آدم سوزی میفرستادند ویا آز آنها به مثابه موش های آزمایشگاهی استفاده میکردند وآنانی که پیشنهاد عقیم سازی زنان کارتن خواب حهت جلوگیری از " آسیبهای اجتماعی" را میدهند، موجود است؟ هم آن ایدئولوژی وهم این ایدئولوژی فارغ از اینکه به چه نام هائی خوانده میشوند جوهری عمیقا ارتجاعی و ضد انسانی دارند. البته در این میان پیشنهاد دهنده گویا فراموش میکند که برای تولید مثل فقط وجود زن کافی نیست و شاید در تفکر زن ستیزانه او زنان چیزی غیر از ماشین جوجه کشی نیستند .

باید گفت هیچکونه فرافکنی نمیتواند این واقعیت را در پرده نگه دارد که گورخوابهای امروز کارتن خوابهای دیروز بوده ونتیجه بیش از سه دهه حاکمیت نظامی است که گورخوابها بخش کوچکی از آسیبهای اجتماعی آنند. اینها نتایج همان سیاستهائی هستند که در دوران سازندگی آشکارا گفته میشد که " فقرا و بیخانمان ها لاجرم زیر چرخ های توسعه باید له شوند". حتی اگر این گور خوابها را معتاد بدانیم که به زعم حکومتیان "متجاهر" بوده وخود مسئول وضعیت خود هستند در آنصورت آن میلیونها معتادی که در جامعه وجود دارند، مسئولیتش با کیست. اینکه همه آمارهای رسمی حتی صحبت از رشد همه روزه معتادین و پائین آمدن سن آنان میکنند را چه کسی پاسخگوست. باندهای حکومتی به عبث تلاش میکنند که در غوغای رقابتهای خویش خود صورت مسئله را که ریشه تمام این نابسامانیهای اجتماعی است، پاک کنند. میلیونها کودک کار، میلیونها زنان تن فروش پنهان و آشکا ، به حراج گذاشتن اندامهای بدن، کارتن خوابها و میلیونها انسان چند برابر زیر خط فقر که جان های بی رمق خویش را از یک روز به روز دیگر میکشند، آسیب هائی نیستند که بتوان پنهانشان کرد و در هرفرصتی که فضای به خود مشغول می کنند، برایشان اشک تمساح ریخته و بعد از چند روزی با فروکش کردن التهاب به فراموشی سپرد.

ما خسته نخواهیم شد که بگوئیم که همه اینان قربانیان یک نظام اجتماعی اند که به یک دره هولناک افکنده شده اند. آنکه در فقر میسوزد ،آنکه در گور مرگ را زندگی میکند، آنکه کلیه اش را میفروشد، پدری که به علت نداشتن هزینه معالجه بینائی، خود را از پل عابر پیاده خیابان میرداماد به دار میکشد همه وهمه اینها بیان عمیقترین انحطاط یک نظم اجتماعی است که نیروی کار انسان را به کالا تبدیل کرده است. این نظام باید به زیر کشیده شود تا منزلت انسانی به انسان باز گردد.

آخرین سخن روز