ارسال

چهره‌های ماندگار جنبش کارگری- سوسیالیستی


عباس منصوران

2017-04-04 | ۱۳۹۶-۰۱-۱۵

«رهایی نهایی زن ایرانی از هر نوع بردگی را تنها انقلاب جهانی پرولتری ممکن خواهد ساخت»    سلطانزاده(۱۸۸۹ – ۱۹۳۸ میلادی)

حبیب سلطانزاده (اوتیس میکايیلیان) از مراغه، در سال ۱۲۶۸ خورشیدی از یک خانواده‌ ی کارگری زاده شد. پدرش سلطان‌ نام داشت که نام فامیل سلطانزاده را به فرزند داد. سلطان،نجاری دوره‌گرد‌ و مسلمان زاده بود که با مریم، زنی از کیش‌ مسیحی،‌ ازدواج می‌کند؛ میکائیل زاده‌ی این پیوند است. مریم برای گذران زندگی رختشویی می‌کرد و سلطان به نجاری می‌پرداخت. سلطانزاده،‌ هنوز کودک است که جدایی مادر و پدر از هم را تجربه می‌‌کند. در پی این جدایی، مادر، سرپرستی او را می پذیرد،‌ اما، از آنجا که هزینه آموزش فرزند را ندارد،‌ مادر و کودک راهی ایروان می‌شوند. پنج سالی پس از آموزش‌های ابتدایی، ‌مادر وی را در مدرسه ارمنیان وابسته به مرکزیت کلیساهای ارمنیان به نام «اچمیادزین» به آموزش می‌سپارد. میکائیلیان از ۱۸ سالگی در جنبش سوسیالیستی کارگری قفقاز که بخشی از جنبش حزب سوسیال دمکراتیک کارگران روسیه بود به فعالیت سیاسی می‌پردازد. او در نامه درخواست عضویت خود به حزب بلشویک نوشته بود: «من، آوتیس میکائیلیان، یک انقلابی حرفه‌ای، فزرند یک رختشوی، ‌درخواست عضویت می‌کنم». با پیوستن به حزب بلشویک- سوسیال دموکرات کارگری روسیه- است که در سال ۱۹۱۳به یک انقلابی کمونیست و حرفه‌ای تبدیل می‌شود. در این سال‌ها تا انقلاب کارگری اکتبر درسال ۱۹۱۷ در سازماندهی ارگان های کارگری و جنبش سوسیالیستی نقشی سازنده دارد و به یک کادر آگاه تبدیل شده و در فرایند انقلاب کارگری، نقشی کارساز دارد. در انقلاب اکتبر سال ۱۹۱۷، در سن پترزبورگ حضوری انقلابی دارد. همزمان در سازماندهی سازمانهای کارگری، در میان کارگران مهاجر ایرانی و بنیان‌گذاری «حزب همت» که سپس به «حزب عدالت» سازمان‌می‌یابد، همراه با کمونیست‌‌های ایرانی در ناحیه قفقاز و ماوراء ‌قفقاز پیشتاز است. از سال ۱۹۱۹ به عنوان عضو رهبری حزب عدالت به آسیای میانه می‌شتابد و به فراخواندن کارگران مهاجر ایرانی برای پیوستن به ارتش سرخ می‌پردازد. سلطانزاده، در آوریل ۱۹۲۰ در تاشکند، کنگره‌ی «حزب عدالت» را برگزار می‌کند که در آن ۷۷ هزار کارگر و فعال سیاسی ایرانی بیشتر مهاجر در تشکیلات حزبی سازمان داده شده بودند. این کنگره، پیش‌ زمینه‌‌ای بود برای برگزاری نخستین کنگره حزب کمونیست ایران. ژوئن ۱۹۲۰ (اواخر خرداد و اوایل تیر ماه ۱۲۹۹خ)

با شرکت ۴۸ نماینده، کنگره‌ی مؤسس حزب کمونیست ایران (که تا برهه‌ای «حزب کامونیست (بلشویک) ایران» یا «فرقه‌ی اشتراکیون ـ اکثریون ایران» نامیده می‌شد) در بندر انزلی برگزار می‌‌شود. حزب کمونیست ایران، نخستین حزب کمونیست شرق و ادامه‌دهنده‌ی همان حزب یا «فرقه‌ی عدالت ایران» بود که در منطقه‌ی قفقاز (باکو 1915) تشکیل شده بود و در قفقاز و ترکستان فعالیت می‌كرد. در کنگره ی نخست،‌سلطانزاده، به دبیر اولی حزب برگزیده می‌شود. سپس به همراه تنی چند از رهبران حزب کمونیست از جمله، کریم نیک‌بین و عیوض زاده، به عنوان نماینده در دومین کنگره انترناسیونال سوم (کمینترن) شرکت می‌جوید و به عضویت هیئت اجرایی کمینترن برگزیده می‌شود.

نا هم‌نگری بین برخی از اعضای کنگره ‌حزب کمونیست، با رهبران حزب کمونیست شوروی و نیز حزب کمونیست جمهوری آذربایجان سبب شد تا تنها در پی کمتر از ۲ ماه و نیم از برگزاری کنگرۀ انزلی، ۱۲ نفر از ۱۵ نفر اعضای کمیتۀ مرکزی منتخب کنگرۀ انزلی (و از آن‌جمله آوتیس سلطانزاده) از کادر رهبری بر کنار شوند. در پی این اختلاف‌ها، حیدر عمواغلی به جای سلطانزاده به رهبری می نشیند. این رخداد، همزمان است با تشکیل جبهه با میرزا کوچک خان جنگلی و جنبش شمال ایران و جمهوری شورایی گیلان و مازندران. رهبری جدیدی که به رهبری حزب کمونیست آذربایجان تکیه دارد، به رهبری می‌نشیند. سلطان زاده پس از شرکت در دومین کنگره‌ی بین‌الملل کمونیست ـ کمینترن) در مسکو، به پیشنهاد لنین مسئولیت ارائه طرحی درباره انقلاب اجتماعی در خاور زمین می‌‌شود. وی در کنار مصطفی صبحی، بنیانگذار حزب کمونیست ترکیه، به سازماندهی ارتش سرخ می پردازد. در اوت ۱۹۲۰ در پایان کنگره‌ دوم کمینترن به‌سان ‌نماینده‌ی کشورهای خاور میانه به عضویت کمیته اجرایی بین‌الملل کمونیست (کابک) درآمد. سلطانزاده، به همراه جعفر پیشه‌وری مسئولیت سازمانیابی کمیته تهران حزب کمونیست را عهده دار است. وی در سال ۱۹۲۱ به‌سان مشاور لنین،‌ در جایگاه رهبری ارگان خاور نزدیک در کمیسرهای امور خارجه در مسکو برگزیده شد. وی در ۲۵ ژانویۀ ۱۹۲۲ بنابه پیشنهاد هیئت اجراییه‌ی کمینترن به‌سان نماینده‌ی حزب کمونیست ایران در کمینترن برگزیده می‌شود. سلطانزاده با نظریه کمینترن و حزب کمونیست روسیه، همگرایش‌ نیست. نظریه‌پردازان ح ک روسیه و کمینترن برآمد رضا خان در ایران را، رخدادی پیشرو ارزیابی می‌کنند، و این عنصر کودتاچی و گزینه امپریالیسم انگلیس را نماینده بورژوازی «ملی‌ و مترقی» ایران و ضد امپریالیسم انگلستان می‌نامند، و همردیف با کمال مصطفی (آتاتورک) در ترکیه وی را فردی پیشرو و به رسمیت می‌شناسند. سلطانزاده به‌همراه نماینده حزب کمونیست هندوستان (روی) و مکزیک، این ارزیابی را در مورد امکان رشد و نقش بورژوازی ملی و مترقی پسا امپریالیسم، نادرست و اشتباه می‌خواند. وی در کنگره‌ی کمینترن به لنین یادآور می‌شود که در برهه‌ی امپریالیستی سرمایه و شرایط اقتصادی و نیروهای مولده بومی، سخن از امکان رشد و انکشاف «بورژوازی ملی» در ایران اشتباه است. این ارزیابی خردمندانه، به وسیله بنیانگذاران چریکهای فدایی خلق، رفقا امیر پرویز پویان، مسعود احمد زاده، علی‌اکبر صفایی فراهانی پی‌گیری می‌شود و امکان رشد و برآمد بورژوازی ملی را افسانه می‌خوانند و بورژوازی ایران را کاریکاتوری از بورژوازی می‌نامند. بنابراین مردود دانستن امکان برآمد بورژوای «مستقل و ملی» در سال ۱۳۵۸ کشف نشد، بلکه پیشینه آن به انقلابی کمونیست، سلطانزاده باز می‌گردد. پوشیده ماندن این دیدگاه، بیشتر به نقش حزب توده بازمی‌‌گردد که کشتارهای کمونیستهایی مانند سلطانزاده‌ها به فرمان استالین و همراهانش را لاپوشانی کرده و می‌کند. به هر روی، لنین در کنگره دوم کمینترن از سلطانزاده می‌خواهد که نقد و دیدگاه خویش را در مورد شرایط اقتصادی ایران و ماهیت رضاخان به صورت مستند ارائه دهد. از آن پس سلطانزاده، با نقد دیدگاه‌های عناصری مانند «ایرانسکی»‌ها در حزب کمونیست روسیه، به کار پژوهشی و نقد اقتصاد سیاسی در ایران می پردازد. دست‌آورد این پژوهش کتاب ارزنده‌ی «انکشاف اقتصادی ایران و امپریالیسم انگلستان»‌ است. سیاست شوروی و کمینترن در این پژوهش، مورد نقد علمی قرار می‌گیرد، بی‌آنکه سیاست و پشتیبانی حزب کمونیست روسیه و کمینترن در قدرت یابی رضا خان پهلوی، تغییری یابد. شکست جنبش جنگل و حزب کمونیست ایران،و پی آمدهای تا کنونی آن، پی‌آمد این سیاست به غایت نادرست است. سلطان‌زاده در راستای جنبش انقلابی گیلان در موضع مخالف حیدر عمواوغلی, و برخی رهبران حزب کمونیست روسیه و آذربایجان قرار داشت که همکاری با میرزا کوچک خان را در دستور کار کمونیستهای ایران قرار می‌دادند. سلطانزاده، مخالف تشکیل جبهه و همراهی با جناح میرزا کوچک بود و میرزا را فردی واپس‌گرا و نماینده زمینداران بزرگ می‌دانست. او، انجام فوری اصلاحات ارضی را به عنوان نخستین گام از انقلاب اجتماعی در ایران پیشنهاد می‌کرد. سلطان‌زاده جدا از شرکت در کنگره های دوم (۱۹۲۰)، سوم (۱۹۲۱) در کنگره ششم (۱۹۲۸) کمینترن به‌سان نماینده‌ی حزب کمونیست ایران شرکت دارد و در سخنرانی‌ها و دیالوگ‌های انتقادی و سازنده با رهبران کمینترن، از جمله لنین و بوخارین به گفتگو و نقادانه‌‌ پرداخت.

در ۱۶ ژوئیه ۱۹۲۳ بخش خاور زمین کمینترن، رهبری کارزار تحریم کالاهای انگلیسی در ایران،‌میان‌رودان و عربستان را به سلطانزاده می‌سپارد. سلطان زاده دو بار با لنین در کنگره‌ها دیدار کرده و در رابطه با جنبش انقلابی کشورهای شرقی با وی به طرح مسائلی می‌پردازد که پایه‌ی برخی از تزهای کمینترن در پیوند با «مسئله ملی و مستعمراتی» بین‌الملل کمونیست قرار گرفت. وی از این تاریخ تا سال ۱۹۲۷ با قدرت یابی استالین به سان یک اقتصاددان در روسیه شوروی به فعالیت پرداخت و در برپایی انستیتوی بانکداری شوروی کارساز می‌‌شود و همزمان سردبیری مجلۀ بانکداری شوروی را به عهده دارد. رهبری اعتصاب کارگران نفت خوزستان، در آبادان در سال ۱۳۰۸ (۱۹۲۹) خورشیدی به سازماندهی یوسف افتخاری و علی امید و رفقای حزب کمونیست ایران را عهده‌ دار است. در همین سال دفتری انتقادی در نقد سیاست‌های حزب کمونیست روسیه منتشر می‌کند. سلطان‌زاده در این سال‌ها دست کم هفت کتاب می‌‌‌نویسد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به ایران معاصر، امپریالیسم انگلیس درایران، نفت و زغال سنگ و کارگران اشاره کرد. همچنین ترجمه فارسی چندین کتاب مارکسیستی از جمله مزد، بها، سود، کار و سرمایه از مارکس و مانیفست کمونیست را به کمک یارانش به پیش برد. سال ۱۹۳۱ دیگر نام و اثری از سلطانزاده نیست. سلطان‌زاده در سال ۱۹۳۲ از سوی حکومت استالین به ضدیت با لنین متهم می‌شود. در این زمان حزب کمونیست ایران به دستور رضا شاه زیر سرکوبی خونین قرار دارد. سلطان‌زاده تا سال ۱۹۳۵ نیز در انتقاد به سیاست‌های غیر کمونیستی حزب کمونیست روسیه و دیدگاه آن در برابر مسائل ایران و انتقاد از حاکمیت بورکراسی در شوروی در تلاش است. وی را به «آنتی لنینیسم» متهم می‌کنند و تحریکاتچی‌اش (پروواکاتور) نامیدند. سرانجام در ۱۶ ژوئیه ۱۹۳۸ (۲۵ تیر ۱۳۱۷) همانند بیشترین درصد کادر رهبری حزب کمونیست روسیه به دستور استالین ‌همانند زینویف،‌کامنف، بوخارین‌ها ووو رهبران حزب کمونیست بلغارستان و مجارستان ووو تیرباران می‌شود. در سال ۱۹۵۶ به رهبری نیکیتا خروشچف از سلطانزاده اعاده حیثیت شد، با این همه اما این اتهام کور، به وسیله خانم «ایوانوآ»‌در زمان خروشچف که به جای استالین نشسته بود، ادامه می‌یابد.

سلطان‌زاده رهبر برجسته و چهره‌ی جهانی کمونیسم مارکسی است. او در حوزه‌ تئوریک اقتصاد و سیاست پرولتری در بررسی جوامع و شیوه‌ی تولید و مناسبات و ساختار تولیدی حاکم و نيز مبادلات تجاری پژوهش‌ها و دست‌یافت‌های ارزشمندی فرا آورد. سلطانزاده به پشتوانه‌ی دیدگاه و دانش مبارزه طبقاتی با گردآوری آمار، و گزارش‌های سازمان‌های مالی و تجاری و نیز در زمینه‌ی مسئله‌ی ارضی و شرایط زیست دهقانان، تئور‌ی های انقلاب کارگری را به دست داد. کتاب‌ها، نوشتارها و سخنرانی‌های او بیانگر دریافت او از کتاب‌‌های سه‌گانه‌ی سرمايه مارکس است. در این میان می‌توان به سخنرانی سلطانزاده در کنگره‌‌ی ششم کمینترن در نقد نظرات بوخارین درباره‌ي مسئله‌ی سرمایه‌ی مالی (استناد به جلد دوم سرمايه) اشاره کرد. سخنرانی در مجمع عمومی کنگره‌ی ششم کمینترن درباره‌ي انباشت اوليه در کشورهای مستعمره و نیمه‌مستعمره (استناد به جلد اول سرمايه)؛ کتاب انکشاف اقتصادی ایران و امپریالیسم انگلستان در نقد تئوریسین‌های اتحاد شوروی درباره‌ي مترقی‌بودن رژیم سیاسی و اقتصادی رضاشاه (استناد به جلد سوم سرمايه و نظريه‌هاي ارزش اضافي) از جمله‌ی کاربردهای این بینش و روش مارکسی از سوی سلطانزاده‌ است.

فراز زیر،‌ از کتاب «انکشاف اقتصادی ایران و امپریالیسم انگلستان» نشان‌دهنده اندیشه و بینش انقلابی،‌ بنیانگذار حزب کمونیست ایران می‌باشد: «...مبارزه طبقاتی کارکرد و واکنش وجود طبقات در جامعه است. با وجود طبقات و مالکیت‌های متضاد و آنتاگونیستی است که ستیز طبقاتی به‌سان یک همزاد طبقاتی رشد می‌یابد و به آشتی ناپذیری بی چون و چرا می‌‌رسد. در ایران، روند پیدایش مناسبات سرمایه‌داری، از نیمه دوم سال‌های ۱۲۵۰ خورشیدی۱۲۶۰ خورشیدی، آغاز می شود و در دهه نخست ۱۳۰۰ خورشیدی، بورژوازی دلال- کمپرادور حاکم می‌گردد. طبقه بورژوازی در ایران با مناسبات «جدید» در این روند، حاکمیت سیاسی خود و سرمایه جهانی (امپریالیسم) را در رهبری رضا شاه پهلوی می‌یابد. در این فرایند، هیچ مجالی برای رشد مناسبات سرمایه‌داری کلاسیک و ملی و مستقل و حاکمیت مستقل به دست نیامد و برای همیشه، شیوه تولید آسیایی و استبداد آسیایی، ایران در آسیا و آسیایی و بازاری در پیرامون جهان سرمایه باقی می‌ماند. این بورژوازی به شدت دلال جهانی سرمایه، به حاکمیت و سوخت و سازهای طبقاتی، تا به حکومت امروزین سرمایه در ایران تدوام داشته است. آنچه در ایران امروز حاکم است، ‌ادامه به غایت فلاکت‌بار همان مناسبات و حاکمیت دلالان کالاهای دیگر بازارهاست. ورشکستگی تتمه‌ی تولیدات بومی از کشاورزی...»‌ در اینجا گویی،‌ حاکمیت دلالان حکومت اسلامی کنونی در ایران را تحلیل می‌کند. از ویرانی تولید گرفته تا به زمین بایر تبدیل کردن جامعه، حکومت اسلامی در ادامه همان کمپرادوریسم دلالی است که «صنعت تولید برای مصرف» کمپرادوریسم،‌ برای دست یابی دلالان حاکم و سوداگران تجاری در مبادله نفت و گاز برای تجهیز سلاح هسته‌ای و نقدینه‌‌های کهکشانی، ادامه همان روند شیوه تولید آسیایی است. رانت‌ آب و زمین،‌ استحاله یافته و در مناسبات سرمایه‌داری جهان‌گیر و جهان‌سوز کنونی، به رانت نفت و گاز و نیروی کار ارزان، به رانت اقتصادی و سیاسی حکومت اسلامی تبدیل شده است. تحلیل اندیشمندانه‌ و انقلابی آوتیس سلطانزاده (میکائیلیان)، نخستین دبیر حزب کمونیست ایران در کمینترن و هشدار به لنین، سند مستند چنین روی‌کردی است.

«انکشاف سرمایه‌داری» و امید به فرارویی ایران به کاروان سرمایه‌داری کلاسیک، از همان آغاز سلطه امپریالیسم، برای همیشه به موزه تاریخ پیوست. دلالان در ایران، قاطرچیان کاروانِ کالاهای مصرفی در این بازار، جز با زنجیر و چماق، زبان دیگری نمی‌دانستند. لنین، تحلیل پژوهشگرانه‌ی سلطانزاده این کمونیست انقلابی را درخواست کرد و نیز تحلیل «روی»، کمونیست‌‌ انقلابی هندوستان را شنید. در پی کم حضوری لنین و درگذشت او،‌ کمینترن به رهبری حزب کمونیست روسیه و استالین، نشنید و از کمپرادورها و الیگارشی حاکم بر ایران پشتیبانی کردند. پیش برد سیاست کمینترن، از سوی روتشتاین سفیر روسیه در ایران دهه ۱۳۰۰خورشیدی، در شکست خیزش تهی دستان در گیلان و شمال ایران و طبقه کارگر و حزب کمونیست و جنبش کارگری، پی‌آمدی ویرانگرانه تا به‌امروز داشته است.

نزدیک به یک سده بعد، به تصویر بافت طبقات اجتماعی در ایران دهه ۹۰ خورشیدی بنگریم. سلطانزاده به زنان کارگر و رهایی آنان،گویی تصویر مریم را در آینه‌ای رودر روی می‌بیند که در نوشتار «موقعیت زن ایرانی» اعلام می‌دارد: «رهایی نهایی زن ایرانی از هر نوع بردگی را تنها انقلاب جهانی پرولتری ممکن خواهد ساخت»

برای این نوشتار از جمله از منابع زیر سود برده شده است:

• سلطان‌زاده، آوتیس، انکشاف (توسعه) اقتصادی ایران و امپریالیسم انگلستان، ترجمه ف. کوشا، تهران: مازیار، چاپ یکم: ۱۳۸۳.

• اسناد تاریخی: جنبش کارگری، سوسیال دمکراسی، و کمونیستی ایران، ۲۳ جلد، به کوشش خسرو شاکری، فلورانس و تهران، ۹۲-۱۹۶۹ (آثار سلطانزاده، در مجلدات ۴، ۸، و۲۰ موجود است).

آخرین مطالب