ارسال

اهمیت اول مه در مبارزه طبقاتی


فریدون ناظری

2017-04-29 | ۱۳۹۶-۰۲-۰۹

اول مه، روز جهانی کارگر، ریشه در اعتصابات و مبارزات عظیم کارگران آمریکا در ماههای منتهی به ماه مه 1886 در شیکاگو دارد. شعار اصلی و مشترک این مبارزات گسترده و فداکارانه 8 ساعت کار در روز بود. در شرایطی که کارگران بین 10 تا 16 ساعت در روز کار میکردند تحقق این شعار فواید همه جانبه برای کارگران میداشت. به عنوان مثال ساعات کار طولانی در شرایط فقدان و یا کمبود وسایل ایمنی به فراوانی موجب مرگ، جراحات و ناقص العضو شدن کارگران مرد، زن و کودکان میگردید. به همین جهت 8 ساعت کار در روز در عین حال که کشیدن شیره زندگی و طراوت کارگران، یعنی مرگ تدریجی بود، مسئله مرگ فوری آنها نیز به حساب می آمد. اما مطالبات اصلی بسیار فراتر از این خواست می رفت. کارگران در کنار این مطالبه مهم مطالبات سیاسی، انترناسیونالیستی و انقلابی نیز داشتند که در شعارهایی نظیر "زنده باد انقلاب سوسياليستي" و "كارگران مسلح شويد." منعکس بود. مهمتر از همه اینکه مطالبات کارگران در دفاعیات قهرمانانه رهبران آنها (اگوست اسپايز، مايكل شوآب، ساموئل فيلدن، آلبرت پارسون، آدولف فيشر، جرج انگل، لوئي لينگ و اسكار نيب.)که طی یک توطئه ضد انسانی دستگیر و دادگاهی شدند شنیده شدند. 4 تن از این رهبران (آگوست اسپایز، آلبرت پارسونر، آدولف فیشر و جرج انگل)، که به طرزی جنایتکارانه اعدام شدند و یادشان الهامبخش است، در دفاعیات شجاعانه خود به صراحت خواستار سرنگونی سیستم سرمایه داری و استقرار سوسیالیسم گردیدند.

از سال 1890 میلادی که کنگره انترناسیونال کمونیستی روز اول ماه مه را به عنوان روز جهانی کارگر اعلام نمود، تلاش بورژوازی در جهت از بین بردن محتوای ضد سرمایه، سوسیالیستی و انترناسیونالیستی اول ماه مه متمرکز بوده است. گرچه به جز ایالات متحده آمریکا، کانادا و چند کشور کوچک بقیه کشورها در نتیجه انقلابات و مبارزات روز جهانی کارگر را به رسمیت شناخته اند، اما دولت ها، با سلطه کامل سرمایه داری بر جهان، کوشیده اند مضمون سیاسی و انقلابی این روز جهانی را بزدایند. در بلوک شرق (از جمله در شوروی قدیم) و چین این روز به صورت نمایش سلاح ها و قدرت نظامی در آمد. سوسیال دموکرات ها از آنها مراسمها و جشن های بی خاصیت ساختند.

لازم است در این روزهای منتهی به اول ماه مه و با توجه به وضعیت اسفبار معیشتی طبقه کارگر و ضعف سیاسی آن توجه به ویژگی طبقاتی و انقلابی روز جهانی کارگر را بیشتر کرد. برای موفقیت در تبلیغ درست این امر باید در کنار اشاره به مصائب گریبانگیر طبقه کارگر نقطه قوت های آن برای پیشروی را برجسته نمود.

روز جهانی کارگر یکی از میزان الحراره های تناسب قوای طبقاتی است. لازم است در این روزها با واقع بینی ضعف های مبارزات کارگری و کمونیستی را به رسمیت بشناسیم و راه حل های مشخص ارائه دهیم. برای اینکار درک مشخص و دقیق از روندهای سیاسی، اقتصادی و طبقاتی موجود ضروریست.

در این شکی نیست که طبقه سرمایه دار، دولت های آن و اندیشمندانش راه حلی برای رهایی از بحران موجود نیافته اند. همین امر سبب آشفتگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنها شده است. درست است که کلان سرمایه داران و مجتمع های عظیم سرمایه داری در قبال بحران اخیر فربه تر شده اند، اما بسیاری از همین سرمایه داران مولتی میلیونر و میلیاردر، دستگاههای دولتی و امنیتی و اتاق فکرهای بورژوایی از تداوم وضع موجود ابراز نگرانی شدید کرده اند. آنها بیکاری گسترده، نقش نوآوری فنی در تخریب شغل ها، دستمزدهای پائین، سیاست ریاضت اقتصادی، نابرابری نجومی، قروض دولتی کوه آسا و نظایر آنها را بانی خشم شدید طبقه کارگر میدانند، اما توان بهبود اوضاع را ندارند. به نظر نمی رسد گردش دولت ها به "راست تر" و فاشیسم، مثل دهه سی و چهل، بتواند راه گشای جنگی جهانی و دررفت از بحران باشد. در چنین شرایطی طبقه کارگر باید به تقویت خودآگاهی و خود سازماندهی بپردازد. از آنجا که برون سپاری های گسترده در آمریکا و اروپا، و ایجاد و گسترش شرکت های پیمانکاری نیروی انسانی طبقه کارگر را از درون متفرق تر از پیش کرده و تشکل های سندیکایی تاب توان مقاومت در مقابل حملات سرمایه را ندارند باید دو تشکل حزبی و شورایی را در این دوره برجسته کرد. در کنار اینها شناسائی نقاط مثبت و منفی بدیل های ارائه شده در مقابل سرمایه داری بحران زده را شناساند.

در میان دو تشکل شورائی و حزبی نیز باید به گسترش تشکل حزبی کمونیستی و ایجاد شاخه های آن و ایجاد احزاب جدید اولویت بخشید. لازم است از تجربه شکست خورده جنبش اشغال در چسبیدن به شورا و پرهیز آنها از حزبیت و رد فونکسیون رهبری سیاسی درس های لازم را فراگرفت. طبعا در سایه این امر کلیدی توجه به ایجاد و گسترش تشکل های توده ای و مدنی بسیار ضروری است. تشکل کمونیستی بر پایه و بر بستر اعتراضات و مبارزاتی شکل می گیرد که بویژه پس از همگانی شدن بحران اخیر از 2007 /2008 ببعد جریان داشته است. با هرچه سوسیالیستی تر کردن تشکل های حزبی و یا ایجاد احزاب ضد سرمایه و انقلابی بدون توهم به رفرمیسم و دموکراسی بورژوایی راه برای تقویت مبارزات جاری و نیرومند کردن رادیکالیسم در میان تشکل های توده ای موجود و ایجاد تشکل های طبقاتی - کارگری نوین در اشکال توده ای آن هموار تر می شود.

اول ماه مه و جمهوری اسلامی

بلایی که طبقه سرمایه دار و دولت های آن توانست در جهان بر سر روز جهانی کارگر بیاورد در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی عمیق تر است. پس از سرکار آمدن رژیم اسلامی جدید جنبش کارگری متشکل در شوراها با خواست های مشخص به میدان آمد. شورای شرکت نفت، به عنوان قدرتمندترین شورای کارگری، شرکت دادن دو نماینده در شورای انقلاب را خواستار گردید. در سطح توده ای کارگران بیکار با شعار "یا کار یا بیمه بیکاری" و کارگران شاغل با مطالبه اداره کارخانه و مراکز کار، افزایش دستمزد و مزایا و نظایر آنها مبارزاتی طبقاتی را آغاز کردند که مبارزات همگانی و ضد دیکتاتوری بر آنها سرپوش گذاشته بود. خمینی در مقابل مطالبه "تامین یک زندگی مرفه" با "اقتصاد مال خر است" عکس العمل نشان داد. بر همین مبنا او از برسمیت شناختن روز کارگر به شیوه آخوندی سر باز زد. با بیان اینکه "ما همه کارگریم، خدا هم کارگره" کوشید جایگاه طبقاتی کارگران را مخدوش کتد و صف مستقل این طبقه نعمت آفرین را در سایه انگلان سرمایه دار، خرافه پراکنان مذهبی و نظایر آنها قرار دهد. کارگران با شرکت چندین میلیون نفری در مراسم های اول مه 1358 به این آخوند دیکتاتور و رهبر استثمارگران و مرتجعین تاریک اندیش جواب دادند. در این سال فقط در تهران نیم میلیون زن و مرد در رژه روز جهانی کارگر شرکت کردند. به این ترتیب جنگی طبقاتی که بین بورژوازی ایران و رژیم خدمتگزار قبلی آن وجود داشت در دوره حکومت اسلامی حادتر گردید و محل بروز آن در عین حال در مراسم های اول ماه مه خود را نشان داد.

سال بعد رژیم توانست در سایه حمله به روزنامه ها و یورش به سنندج، که به جنگ قهرمانانه 24 روز سنندج منتهی گردید، از تظاهرات های بزرگ و برگزاری مراسمهای مستقل در اول مه جلوگیری کند. در دهه 60 نیز در گرماگرم جنگ ایران و عراق و بر پا کردن شکنجه گاهها و سلاخ خانه ها در زندان ها قادر شد بجز در سنندج از برگزاری مراسم های مستقل اول مه در سایر شهرها جلوگیری کند.

از سال 1365 مراسم های مستقل اول ماه مه در سنندج به درون شهرها برگردانده شد. این امر در نتیجه وجود فعالین حزب کمونیست و مبارزات کارگری سراسری پیرامون قانون کار، علیه اعزام اجباری به جنگ و باج جنگی میسر شد. کمونیست های برگزار کننده مراسمهای مستقل کارگری در سنندج که تا سال 68 ادامه داشت توانستند در عین تدوین و عرضه یک قانون کار انقلابی جوهر ضد سرمایه، انقلابی و انترناسیونالیستی مراسم ها را به آنها برگردانند. رژیم هار اسلامی فقط با دستگیری خدعه آمیز رفیق جانباخته جمال چراغویسی، اعدام او و زندانی و شکنجه کردن تعداد زیادی از فعالین کارگری کمونیست توانست از تداوم این مراسمهای طبقاتی جلوگیری کند.

سنت انقلابی سازمان دهندگان مراسمهای روز جهانی کارگر در 1383 در سقز احیا شد. تلاش برای برگزاری اول ماه مه در سقز که خود نمایانگر کمر راست کردن جنبش کارگری بود، به نوبه خود این جنبش را تقویت نمود. در نتیجه این امر جنبش کارگری صاحب تشکل های کارگری چندی شد که میشود در آن میان از "کمیته هماهنگی"، "کمیته پیگیری"، "سندیکای واحد" و "سندیکای هفت تپه" نامبرد. بازگشت به شهر مراسمهای اول ماه مه به داخل شهر تهران در سال 1386 دوباره نشان داد که این جنبش و مراسمهای روز جهانی کارگر مثل ققنوس نمیر است و از خاکستر خود دوباره می زاید.

لازم است تا ویژگی های روز جهانی کارگر در اول مه سال 2017 (1396) به یاد آورده شود. امروزه سیستم اقتصادی بورژوازی دچار بحرانی شده که دائما برای اکثریت جمعیت دنیا عمیق تر میشود. در نتیجه این امر دولت های بورژوایی نیز دچار بحرانی رو به افزایش شده اند. در چنین شرایطی متفکرین راست و چپ بورژوازی در صدد یافتن بدیلی برای بهبود وضع موجود هستند. هرچه زمان میگذرد در شرایط عدم یافتن یک بدیل افق برای بورژوازی و به عبارتی بشریت تیره تر میشود. احزاب کمونیست و چپ که دارای بدیل سوسیالیستی و انسانی هستند به دلایل گوناگون نتوانسته اند بدیل های خود را توده ای کنند. سبک کار غیر کمونیستی، ضعف پایه طبقاتی کارگری، آلودگی به گرایش سوسیال دموکراتیک (و رفرمیستی)، ضعف تئوریک و نظایر آنها البته از عوامل این ضعفند.

سال هاست ما کمونیست ها از ضرورت متشکل شدن طبقه کارگر در تشکل های طبقاتی و توده ای مستقل از دولت صحبت می کنیم. بعضی میخواهند این تشکل ها از خود احزاب کمونیست هم مستقل باشند. این امر سبب شده تا تعداد زیادی از کمونیست ها به صورت مستقل کار کنند و عضو تشکل های موجود نشوند. من معتقدم در شرایط مشخص کنونی و با توجه به تجارب حاصل از تاریخ جنبش کارگری (ایران) اولویت را باید به تحزب کمونیستی داد و در پرتو آن تشکل های توده ای - طبقاتی، تشکل های مدنی و بازگشت کمونیست ها به احزاب نزدیک به خودشان را فراخوان داد. یادآوری این واقعیت و این امر مهم در روزهای منتهی به روز جهانی کارگر گامی مهم در جهتی درست خواهد بود.

آخرین مطالب