ارسال

نقش و جایگاه جنبش کارگری در اوضاع سیاسی ایران


جهان امروز

2017-04-29 | ۱۳۹۶-۰۲-۰۹

هر ناظر و تحلیل گر اوضاع سیاسی ایران علیرغم هر دیدگاه و وابستگی طبقاتی، نمی تواند منکر این واقعیت شود که جنبش کارگری بزرگترین، پیگیرترین، سازش ناپذیرترین، اراده مندترین و آشکارترین جنبش اعتراضی در جامعه ایران در برابر رژیم و بورژوازی بوده است. این واقعیت را به سادگی می شود از روی کیفیت و کمیت و گسترش و میزان مبارزات کارگران در سالی که گذشت مشاهده نمود. این مبارزات بسیار فراتر از آنچه در رسانه های رژیم به ناچار بازتاب داده شده است، به صورت روزمره برای افزایش دستمزد، برای دستیابی به دستمزدها و حقوق های پرداخت نشده، برای برخورداری از حداقل امکانات ایمنی و بهداشتی، علیه بیکارسازی، علیه شدت یابی استثمار، علیه فساد، علیه تخریب جامعه، علیه دستبرد کارگزاران سرمایه در قانون کار، علیه بیداد سرمایه و حکومتش به اشکال مختلف از اعتصاب گرفته تا همایش، تظاهرات خیابانی و تحصن در مقابل ارگان های حکومتی و ... پیش رفته است.

گزارش های مربوط به جنبش کارگری از اول ماه می 1395 تا کنون نمودار زیر را در برابر می گذارند که یورش های اقتصادی و سیاسی طبقه سرمایه دار و حکومت بورژوایی، به تمامی عرصه های زندگانی و طبقاتی کارگران. بهره کشی و تشدید استثمار، و خشونت آشکار در سرکوب طبقاتی است.

شلاق بیدادگاه های جزایی ۱۷ کارگر مبارز و فعال اعتصاب معدن طلای آق‌دره، در سال ۹۵ محاکمه که برپایه قانون مجازات اسلامی هر یک به ۳۰ تا ۱۰۰ ضربه شلاق و جزای نقدی محکوم شدند، حکم اسلامی سرمایه دارانی است که با هیج بربریتی قابل قیاس نیست. این شمشیر مجازات اسلامی همچنان بر فراز سر کارگران در چرخش است و فرود آمدن ضربات شلاق بر گرده کارگران اعتصابی و مبارز آق‌دره، شلاق حکومت بر گرده طبقه کارگر بود. «اخلال در نظم عمومی» یعنی نظم سرمایه و حکومت طبقاتی اش، اتهام کارگران ایران است، زیرا که بازداشت های سراسری، سیاست پیشبرد اقتصادی سیاسی را مشروعیت می بخشد.

بیکارسازی ها و هجوم به دستمزدها، دو تیغه ی یک «ذوالفقار» است. سرمایه‌داری و رژیم سیاسی آن، تنها با تشدید خشونت مستقیم و آشکار و سرکوب نبود که ارزان‌ترین بهای نیروی کار را برآورده می سازد؛ این روش وحشیانه‌ترین استثمار ممکن را برقرار کرده تا جاذبه ای برای سرمایه گذاران باشد.تخریب تولید و طبقه کارگر، پی آمد رویکرد باندهای حکومتی و شرکایشان در رانت خواری، سوداگری، دلالی و ... بوده است.

در این فرایند، «پتروشیمی بندر خمینی» هزار کارگر و در استان اصفهان ۱۸۰۰ کارگر اخراج و بیکار شدند. به گفته رئیس اتاق بازرگانی اصفهان در ۶ ماه اول سال ۹۵، ۱۵ هزار کارگر اخراج شدند. بنا به گزارش رئیس اتحادیه فخاران تهران (تولید آجرهای ساختمانی و سفالی) نیمی از کارگاه‌های این بخش تعطیل (۱۵۰ کارگاه) و نیمی دیگر با یک پنجم گنجایش کار می‌کردند و نیروی کار در این واحدها از ۳۰ هزار به ۲ هزار نفر رسیده است. مرتضی معدنچی خبر داد: «متأسفانه اصناف در پسابرجام هم با وجود اهداف رفع رکود که دولت در برجام دنبال کرده است، زیر آوار رکود قرار دارند.» ۳۳ درصد واحدهای صنعتی سمنان (۶۲۱ واحد از مجموع ۱۷۹۲ واحد) تعطیل است. ۳۰ درصد کل نیروی کار نساجی‌ها اخراج شده‌اند. و گزارش، تسنیم سایت سپاه سرمایه، ۷۰۰۰ واحد صنعتی راکد و ۲۰۰۰ واحد نیمه فعال بوده‌اند. این ها تنها نمونه هایی اند از صدها نمونه.

اما روی دیگر این تصویر طبقاتی، گسترش و فرارویی اعتراض های طبقاتی کارگرن را شاهد بوده ایم. حضور خانواده‌ها در همایش های اعتراضی و همراهی آن‌ها با کارگران شاخص دیگری از مبارزه طبقاتی در سال گذشته است.

نمونه های شرکت‌ واحد، پارسیلون، پلی‌اکریل، هپکو، معدن قلعه زری، خطوط لوله پالایشگاه گاز، آرتا سیمان و فولاد اهواز و ... در شمار این همبستگی مبارزاتی و حضور توده ای می باشند. کارگران با پرچم‌ها و پلاکاردهای مستقل خود وارد خیابان‌ها شدند و با شعارهای اقتصادی، سیاسی و رادیکال، افق‌های جدیدی را فراروی جنبش طبقاتی کارگران گشودند.

این فرایند، نشان از رشد نسبی آگاهی سیاسی و بیداری کارگران دارد. چنین اوضاعی تنها چهره نمای سال گذشته نیست. با روی کار آمدن حکومت اسلامی در سال 57 تاکنون مبارزه کارگران با سرمایه داران و رژیم حامی آنها بر همین منوال بوده است و علیرغم سرکوب سیستماتیک رژیم و فشار و زندانی کردن و شلاق زدن فعالین و پیشروان جنبش کارگری، این مبارزه دمی از حرکت باز نایستاده است.

اگر چه جنبش کارگری پتانسیل و نقش برجسته ای در مبارزات ضد سرمایه داری و رژیمی در اوضاع سیاسی ایران داشته است، اگر چه نمی توان دیوار چینی بین مبارزات صنفی کارگران با مبارزات سیاسی آنان کشید، اگر چه این جنبش نسل نوینی از رهبران و پیشروان پیشتاز و رزمنده را پرورش داده که به چهره های شناحته شده حتی در سطح جهانی تبدیل شده اند و با جسارت در درون زندان ها، رژیم را به چالش گرفته اند، و... اما این جنبش برای اینکه بتواند مهر طبقاتی خود را بر روند اوضاع سیاسی بزند و گام های مطمئن تری برای تثبیت دستاوردها و حرکت به سوی کسب قدرت سیاسی بردارد، هنوز کاستی هایی دارد.

رفع این کاستی ها به سازمانیابی این جنبش و برخورداری از ارگان های مستقل و توده ای و طبقاتی در محل کار و زیست کارگران بستگی دارد. این جنبش باید به سوی سیاسی شدن بیشتر، و بر مبارزات سراسری و فرا صنفی خویش نیز پشتوانه گیرد، این جنبش باید پیشتاز جنبش های اجتماعی موجود در جامعه باشد و علاوه بر همه ی این ها، باید به تحزب یابی کارگری به عنوان ستاد رهبری کننده مبارزاتش روی آورد.

در سال های اخیر حرکت های ارزشمندی در این راستا از سوی فعالین و پیشروان جنبش کارگری برداشته شده است و بصورت همکاری تشکل های موجود کارگری و قعطنامه های مشترک از جمله در مورد دستمزدها و اول ماه مه خود را نشان داده است. بزرگداشت اول ماه مه امسال فرصتی دیگر برای نهادینه کردن روش ها و رویکردهای پیش برنده و پیشتاز جنبش کارگری است.

جهان امروز

آخرین مطالب