ارسال

رفیق محمود، ای سردار!


فریدون ناظری

2017-11-11| ۱۳۹۶-۰۸-۲۰

رفیق محمود، ای سردار!
شیر جنگی، پای در زنجیر،
ترا ما میکنیم تقدیر،
"پرومته" وار نبرد کردی،
تنور را شعله ور کردی،
و با خود "آتش" آوردی،
میان زمهریر و غم،
برای تیره ی آدم:
صفوف ماندگان در برف،
که امیدشان برفت از کف.

تو جنگیدی، سلاح بر پشت،
چراغ در دست، قلم در مشت،
نه "تنها"، چون "پرومته"،
و لیکن در میان جمع:
نجیبه، سامرند، کورش،
نجاتی، شهابی، شاهرخ.
چه در یاد و چه در میدان،
چه در خارج، چه در زندان.

رفیق محمود، ای سردار!

چو محصولِ نبردِ و رنج،
شدی پرورده در انظار،
برای جنگ با اغیار،
علیه ظلم و استثمار،
به ضد دزدی و ادبار،
چه در حوزه، چه در دربار.

ستیزیدی به روز و شب،
میان شور و شوق و تب،
به ضد جهل و استبداد،
عمامه، چکمه ی بیداد.
عمو سام و مکارِ پیر
که کردند خلق در زنجیر.

رفیق محمود، ای سردار!

تو رزمیدی چو یک رهبر،
میان ده، به قلب شهر،
علیه نظم سرمایه،
شده تطهیر با آیه.
مبارک باد رزم تو،
شجاعت ها و نظم تو.

رفیق محمود، ای سردار!

به "قاف" اکنون به زنجیری،
به پشت میله در کولاک
ز آرمان قوه میگیری،
تو میدانی زلال آئین،
که میراث خدا و دین،
دروغگویی و بهتان است
همان زنجیر و زندان است
و این زنجیر پوسیده است،
و زندانش نکوهیده است

رفیق محمود، ای سردار!

تو میدانی سپاهِ رنج،
چنو "هرکول"ِ پرتوسنج،
ز شهر و ده، ز کوهستان،
ز کارخانه، ز باغستان،
ز ساحلهای پر باران،
حقیقت جو، زن و مردان،
به سوی قله در راهند،
ترا آزاد میخواهند!
ترا آزاد میخواهند!

آخرین مطالب