ارسال

گفتگوی جهان امروز با ابراهیم علیزاده در رابطه با اوضاع منطقه و رفراندوم در کردستان عراق


جهان امروز

2017-10-05 | ۱۳۹۶-۰۷-۱۳

جهان امروز: ویژگی ها و یا تحولات جدیدی که در اوضاع سیاسی منطقه بوجود آمده کدام ها هستند؟ اگر امکان دارد جدا از یک تصویر عمومی به طور مشخص به موارد مشخص در مورد کشورهایی که کانون بحرانی هستند اشاراتی داشته باشید.

ابراهیم علیزاده: کانون های بحرانی منطقه یکی و دو تا نیستند. به هر کجای خاورمیانه نگاه می کنی یا فاجعه ای در جریان است و یا تدارک فاجعه جدیدی دیده می شود. در سرتاسر خاورمیانه دولت هایی تا مغز استخوان، فاسد، فریبکار، مرتجع، با باندهای حریص صاحب ثروت و سرمایه دست به یکی کرده اند و شیره جان مردم بی نوا را می مکند و با این وضع، امنیت و حق حیات را به آرزوی دست نیافتنی برایشان تبدیل کرده اند. به لیبی، فلسطین، لبنان، یمن، سوریه، عراق، ترکیه، افغانستان، نگاه کنید، اگر صحبت بر سر آرزو باشد واقعیت این است که این طویله اوژیاس را تنها با یک انقلاب بنیان کن می توان لایروبی کرد. اما به هرحال انسان در این منطقه اگر با موانعی که بر سر راه حیات او قرار گرفته اند، نجنگد، حتی بسیار بیش از این هم آسیب خواهد دید. به عنوان یک انسان مبارز باید به رنج همه مردم محروم از هر ملیت و قوم و مذهبی اندیشید. گذشته از جنبه انسانی این مسئله، بحران های این منطقه در هم تنیده اند و در سطح رئال پولتیک هم در این منطقه آشوب زده، سیاست گلیم خود را از آب بیرون کشیدن، جواب نمی دهد. این را از این رو تاکید می کنم که بویژه به آنچه که در کردستان می گذرد، مربوط می شود. نمی شود دنیا را آب ببرد، ما را خواب.

بگذارید تنها به عنوان نمونه که پاسخی هم برای پرسش شما باشد، به چند کانون جنگ و بحران در منطقه مورد بحث بپردازیم. آنچه که به عنوان مثال در کشور یمن می گذرد، علیرغم فاجعه بار بودن آن از صدر خبرهای روز کنار رفته است، اما این فراموشکاری میدیایی چیزی از بحران یمن به عنوان یکی از بحران های پیچیده خاورمیانه کم نمی کند. رنج این مردم از شکست جنبش دموکراسی خواهی موسوم به بهار عربی آغاز شد. بعد از آنکه دیکتاتور حاکم از این کشور فراری داده شد، مردمی که خواهان آزادی و زندگی بهتری بودند، مبارزه خود را ادامه دادند، و این مطلوب عربستان سعودی و دولت امارات نبود. مانند بسیار جاهای دیگر ملیتاریزه کردن صحنه سیاسی به عنوان راه حلی برای جلوگیری از ادامه مبارزات حق طلبانه مردم و بویژه جوانان در پیش گرفته شد. با به رگبار بستن تظاهرات مسالمت آمیز مردم که در آن مردمی از ترکیب های قومی و مذهبی مختلف در کنار هم به خاک و خون افتادند، کلید جنگی کردن فضای سیاسی یمن زده شد. قبایل جنوب که عمدتا شیعه مذهب اند و خواهان سهم بیشتری از قدرت در دولت مرکزی بودند، به خونخواهی برآمدند و کنترل صنعا را بدست گرفتند. بدین ترتیب راه برای دخالت مستقیم عربستان و امارات و غیر مستقیم جمهوری اسلامی هموار شد. این بار دیگر عوامل خارجی نقش تعیین کننده پیدا کردند. دولت آمریکا و غرب بطور کلی هم منافعی داشتند. دعوا بر سر کنترل باب المندب یکی از آبراه های مهم بین المللی که بخش اعظم نفتی که از خاورمیانه به سوی غرب می رود از آن عبور می کند، دعوا بر سر کنترل منابع نفتی که هنوز حتی مورد بهره برداری هم قرار نگرفته اند، آغاز شد. جنگ ابتدا نیابتی است. اماراتی ها و بویژه قطر از القاعده پشتیبانی می کنند، جمهوری اسلامی از شیعه های حوثی و عربستان سعودی از دولت موجود. اما وقتی جنگ نیابتی جواب نمی دهد، عربستان سعودی با تمام قدرت هوایی خود وارد صحنه می شود و این کشور را به ویرانه ای تبدیل می کند. با همه اینها نمی تواند توازن را آنگونه که خود مایل است تغییر دهد. کشتار، گرسنگی، اشاعه بیماری های اپدمیک، تمام حیات مردم را در برگرفته است. در شرایط کنونی اگر دورنمایی بر پایان این درگیری های خونین متصور باشد، تنها در نتیجه تجزیه یمن به دو کشور جداگانه در نتیجه یک توافق محلی و منطقه ای و بین المللی ممکن خواهد بود، که این هم چندان آسان به نظر نمی رسد.

در مورد فلسطین، رویدادهای سوریه که بسیار راجع به آن سخن گفته شده است، به دولت اسرائیل امکان داد که به مدت نزدیک به هفت سال، مسئله ستم بر مردم فلسطین را به حاشیه براند و در پناه این وضعیت، به گسترش شهرک های یهودی نشین و تنگ کردن بیشتر عرصه بر مردم فلسطین و تکمیل دیوار حائل و تبدیل کردن نوار غزه به یک گتو بپردازد و تلاش هایش را برای بزانو در آوردن یک ملت ادامه دهد. حال که به هر ترتیب بحران سوریه رو به فروکش کردن دارد و به ناچار چاره ای برای آن اندیشیده می شود، در جستجوی هیزم ریختن بر آتش یک بحران دیگری است تا در پناه آن همین سیاست را این بار از طریق ماجراجویی و تشدید بحران در عراق دنبال کند.

در مورد ترکیه، جهت گیری سیاست های دولت اردوغان روشن است. به حاشیه راندن مخالفان سیاسی خود در سطح سراسری، تضعیف جنبش مردم کردستان و به شکست کشاندن آن، دخالت در بحران های منطقه ای از سوریه و سومالی گرفته تا قطر و عراق و جاهای دیگر، برای تحکیم موقعیت منطقه ای و داخلی خود. اما در این میان در مورد مسئله کرد که همواره خواب های اردوغان را آشفته می کند، راه های پیچیده تر و توطئه گرانه تری در پیش گرفته می شود. از یک طرف می کوشد با میلیتاریزه کردن فضای سیاسی شهرهای کردستان، مردم را از مشارکت فعال در پروسه های سیاسی باز بدارد. اندیشه بی ثمر بودن تلاش های مدنی برای کسب حقوق خود را در نزد این مردم به یاس مبدل کند و به این ترتیب خود را از دردسر جنبش های گسترده مدنی مردم رها کند. جنگ با پ. ک. ک را هم حتی المقدور به بیرون از مرزها در عراق و در سوریه بکشاند. شناختن این سیاست می تواند راهنمای طرح استراتژی و تاکتیک درست برای به شکست کشاندن آن باشد. در مورد سوریه ، ظاهر امر نشان می دهد که ابرقدرت های آمریکا و روسیه در زمینه بحران سوریه در سطح کلان به توافق دست یافته اند و مسئله تنها بر سر این است که این توافق را در زمین واقع چگونه پیاده خواهند کرد. آیا زیر سایه توافق آنها شاهد دور دیگری از درگیری ها خواهیم بود، یا سرانجام درجه ای از آرامش نسبی در این کشور بر قرار خواهد شد؟ در مورد امکان تغییر مرزهای خاورمیانه و باصطلاح یک سایکس _ پیکو ی جدید که بخصوص از جانب بعضی از روشنفکران کرد سخن زیاد گفته می شود، بدون اینکه جز خیالات و آرزوهای خود، هیچ نشانه عینی از وجود چنین پروژه ای ارائه دهند فعلا هیچ نشانه ای از چنین تغییری دیده نمی شود.

اما به موازات توافق احتمالی روسیه و آمریکا بر سر آینده سوریه چند فاکتور مهم وجود دارند که می توانند در پیش بینی اوضاع آتی در سوریه به ما کمک کنند.

اول اینکه گروه خلافت اسلامی (داعش)، بعد از موصل دومین پایگاه اصلی خود را در رقه از دست داده است و دیگر نه در عراق و نه در سوریه نیروی تعیین کننده ای نخواهد بود و حضورش در سطح اقدامات تروریستی تا مدتی دیگر ادامه خواهد داشت. گروه های اسلامی دیگر هم در نتیجه شکست نظامی و محدود شدن منابع مالی و تسلیحاتی سرنوشتی مشابه داعش پیدا می کنند. ریشه کن کردن داعش و یا هر جریانی مشابه آن، بستگی خواهد داشت به اینکه تا چه اندازه ریشه های مادی و اجتماعی نفوذ این جریان، که چیزی جز نفرت مردم سنی مذهب در عراق و سوریه از دولت بشار اسد و از دولت شیعه در بغداد نیست، خشکانده شود.

دوم، نیروهای سوریه دموکراتیک، تحت رهبری پ. ی. د با پیروزی های نظامی بر علیه داعش در موقعیتی قرار گرفته اند که آینده سوریه بدون توجه به خواسته و مطالبات این نیرو و توده های مردمی که پشتیبان آن هستند، تعیین تکلیف نخواهد شد. جنبه های پیشرو و مترقی حرکت آنها در زمینه های مشارکت دادن فعال مردم در اداره مناطق آزاد شده، قانونی کردن امر برابری زن و مرد، ایجاد روابط مسالمت آمیز و انسانی بین مردم از ترکیب های قومی و مذهبی متفاوت، ایجاد یک ارتش توده ای و تسلیح همگانی برای دفاع از دست آوردها، یک پشتیبانی سیاسی و معنوی جهانی را هم برای آنها بوجود آورده است.

سوم، دولت ترکیه که تلاش می کند جنگ با پ. ک. ک را به خارج از مرزهای ترکیه در سوریه و عراق بکشاند، دخالت های موضعی و توطئه های پشت پرده خود را بر علیه پ.ی.د ادامه خواهد داد. درجه موفقیت دولت ترکیه در تعقیب این سیاست بستگی به سازش بین آمریکا و ترکیه خواهد داشت. چهارم، دولت بشار اسد با پشتیبانی روسیه و جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان قدرت را حفظ خواهد کرد، اما این دولت و شخص بشار اسد در این مرحله به عنوان سمبل توازن قوای جدید باقی خواهد ماند و نهایتا در سوریه آینده ای ندارد و وقتی حساسیت های مربوط به توازن جدید کاهش یافت، جای خود را به ترکیب دیگری خواهد داد.

بدون شک توافق بین ابرقدرت ها در بحران سوریه نمی تواند منشاء آسایش و آرامش در این کشور جنگ زده باشد. اما در شرایط کنونی نفس پایان یافتن جنگ ها و درگیری ها، می تواند نقطه شروعی باشد برای رهائی مردم سوریه از کابوسی که در آن گرفتار شده اند. کوتاه شدن دست قدرت های درگیر در این بحران، شرط لازم ایجاد فضائی است که در آن مردم بتوانند به تعیین سرنوشت سیاسی خود بیاندیشند. در چنین صورتی است که می توان امیدوار بود مبارزه برای تأمین صلح پایدار، برای کسب آزادی و بهبود شرایط زندگی را در شرایط مساعدتری از سر گیرند.

در مورد عراق، اینکه آیا عراق به عنوان یک کشور باقی خواهد ماند یا به چند واحد جغرافیایی و حاکمیت جدا از هم تجزیه خواهد شد، هنوز ناروشن است. اما واقعیت این است تا زمانیکه قدرت های بورژوایی و جریانات ارتجاعی محلی آتش بیاران صحنه سیاسی در عراق هستند، به دلیل رقابت های رژیم های ایران و عربستان سعودی و ترکیه، به دلیل تفرقه هایی که در این جامعه دامن زده اند و دشمنی های خونینی که بوجود آورده‌اند، اجرای هر نوع طرح تقسیم جغرافیایی عراق به احتمال قوی کشمکش های خونین دیگری به دنبال خواهد داشت.

دولت آمریکا در عراق بر خلاف سوریه با رقابت جدی روسیه روبرو نیست. اما در عین حال از توان و نفوذ گذشته هم برای تعیین تکلیف نهائی برخوردار نیست. شواهد نشان می دهد که دولت آمریکا هنوز استراتژی نهایی و روشنی در مورد آینده عراق ندارد. اما با دادن بیش از چهار هزار نفر کشته و نزدیک به 50 هزار زخمی و معلول و صرف هزاران میلیون دلار پول ، به آسانی دست از سر عراق، کشوری در یک موقعیت ژئوپلیتیک مهم و در جوار جمهوری اسلامی ایران، برنخواهد داشت. نفوذ لابی دولت اسرائیل در مراجع تصمیم گیرنده در آمریکا نقش مهمی در تعیین سیاست های آمریکا در عراق دارد. منافع دولت اسرائیل در این است که بعد از تعیین تکلیف جدال ها در سوریه کانون بحران به عراق منتقل شود و برای مدتی دیگر و تا تکمیل پروژهای اسرائیل بر علیه مردم فلسطین، نگاه ها از فلسطین به این منطقه متوجه شود.

محدود کردن دست جمهوری اسلامی در عراق از اولویت های سیاست آمریکا در عراق است. از این رو دولت عراق را تشویق می کند که برای جبران کردن ویرانی های عراق به دولت های ثروتمند عرب، از جمله عربستان سعودی رو کند.

اما دولت مرکزی عراق نیز دولتی تا مغز استخوان مرتجع و فاسد است. دار و دسته های شیعه حاکم در بغداد انحصار طلب اند و نه تنها با مردم کردستان، بلکه با هم کیشان مسلمان سنی مذهب خود هم سر سازش در تقسیم قدرت را ندارند. بخش هایی از مردم مناطق مرکزی و جنوب عراق که پایگاه سنتی احزاب و گروه های سیاسی شیعه بوده اند، به تدریج از آنها دور می شوند. در واقع این تنها روند امیدوار کننده ای است که برای آینده عراق می توان پیش بینی کرد. اعتراضات دو سال گذشته در ابتدا امیدهایی را بوجود آورد، اما متاسفانه فرصت طلبان در قالب اپوزیسیون کنترل آنرا به دست گرفتند، ابتدا آنرا از مسیر خود منحرف و سپس خاموش ساختند. در مورد خاورمیانه اگر بخواهیم جامع صحبت کنیم باید کتاب بنویسیم و این گفتگو را نمی شود بیش از این طولانی کرد.

جهان امروز: در روز 25 سپتامبر رفراندم برای استقلال کردستان عراق علیرغم فشارهای آمریکا و کشورهای همسایه با عراق برگزار شد. این رفراندوم از نظر شما چه جایگاهی دارد؟

ابراهیم علیزاده: رفراندومی که در کردستان عراق انجام گرفت، چیزی جز ابراز تمایل اکثریت مردم برای تحقق آرزویی نیست که سال هاست این مردم برای آن مبارزه می کنند. البته با رفراندوم و بدون رفراندوم هم کسی در وجود این تمایل تردیدی نداشت. به عنوان یک حزب سیاسی که اولویت کار خود را منطقه دیگری قرار داده ایم و این امکان سازمانی و عملی را در کردستان عراق نداریم که مسئولیت عواقب ناشی از تعیین یک تاکتیک و سیاست معین را بر عهده بگیریم، تعیین روز و ماه و سال برگزاری این رفراندوم و یا قضاوت در مورد موعد تعیین شده، کار ما نیست. از این رو ما تنها از ضرورت استقلال کردستان و از اصل رفراندم بعنوان یک حق دموکراتیک برای ابراز نظر مردم دفاع کرده ایم. شخصا در عین اینکه بر این باور هستم که استقلال کردستان از دولت مرکزی عراق یک ضرورت است، اما شرایط را برای انجام رفراندوم مساعد نمی دیدم. مذاکره با بدترین دشمنان هم می تواند بخشی از مبارزه علیه وی باشد. می شود با دولت مرکزی مذاکره کرد و امتیاز گرفت. اما نمی توان بر سر رای مردمی که با هدف کسب استقلال به پای صندوق رای رفتند، سازش کرد. از این رو صرف رفراندوم نمی تواند به عنوان ابزار فشار برای سازش با دولت مرکزی به کار برده شود.

دفاع ما از استقلال کردستان عراق نه فقط از زاویه حق تعیین سرنوشت، بلکه در عین حال با توجه ارزیابی عینی که از وضعیت سیاسی واقعی عراق و ماهیت دولت مرکزی داریم صورت می گیرد. از نظر ما دفاع از حق جدایی الزاما به معنی به نفع بودن جدایی در هر شرایطی نیست. اما در مورد مشخص عراق اتحاد با دولتی مذهبی، دیکتاتور و انحصار طلب که حتی توان همزیستی با مردم عرب سنی مذهب همکیش خود را هم ندارد، دولتی که فتواهای مرجعیت تقلید شیعه مقدراتش را تعیین می کند، دولتی که غرق در فساد مالی و اداری است، دولتی که در افق سیاسی آن نور امیدی برای تغییر هم دیده نمی شود، نمی تواند هیچگونه مطلوبیتی برای مردم کردستان داشته باشد. بعلاوه نهایتا باید مسئله ملی در این جامعه حل شود تا راه برای پیشروی های بعدی، به سوی رشد سیاسی و سازمانی طبقه کارگر، به سوی زندگی آزاد، برابر، انسانی و مرفه، یعنی به سوی یک جامعه سوسیالیستی هموار گردد. این مسئله روشن است که استقلال کردستان عراق به خودی خود به معنای دموکراتیزه شدن این جامعه و شرایط اقتصادی بهتر زندگی مردم آن نخواهد بود. این افقی است که پیش روی مبارزات آتی مردم قرار خواهد گرفت.

در مورد حق تعیین سرنوشت برای کردستان عراق، کار به جایی رسیده است که جدایی یگانه راه حل این مسئله است. مسئله تنها بر سر شرایطی است که در آن این حق مسلم و این ضرورت با کدام استراتژی و از کم دردترین و کم تلفات ترین راه ها عملی گردد. بحث در این مورد در واقع بر سر تدارک لازم در حد مطلوب، برای تامین این شرایط است. اما با همه اینها رفراندوم انجام گرفته است و امروز باید از حقانیت رای اکثریت مردم دفاع کرد. واقعیت این است که در شرایط فعلی عراق و با توجه به آرایش نیروهای محلی و جهانی و منافع و مصالح متضاد این نیروها، از رفراندوم تا کسب استقلال هنوز راه نسبتا درازی در پیش است که باید پیموده شود. زیرا اولا، جریان هایی که در راس این حرکت قرار دارند خود با مشکلات متعدد درونی و بیرونی روبرو هستند و مصالح گروه های حاکم و صاحبان قدرت و ثروت بر مصالح توده های ستمدیده و محروم می چربد. ثانیا اگر فعلا عوامل خارجی را هم نادیده بگیریم، حداقل می دانیم دولتی که در بغداد بر سر کار است قدرت طلب تر و انحصار طلب تر از آن است که به آسانی تن به تجزیه عراق بدهد. هم اکنون با طرح استقلال و بدون طرح استقلال، خطر جنگ و درگیری در چهارچوب همین عراق فعلی هم بر سر کنترل مناطق نفت خیز کرکوک و غیره بر بالای سر مردم این منطقه می چرخد. مسئله حاکمیت در مناطق بینابینی، حتی در چهارچوب همین حکومت فدرال هم تعیین تکلیف نشده است. دولت عراق قانون اساسی در مورد این مناطق را زیر پا گذاشت و همه می دانند، نیروهای نظامی دولت عراق خود را برای تصرف مجدد این مناطق بعد از خاتمه جنگ با داعش آماده می کردند و این ربطی هم به مسئله رفراندوم نداشت. ترکیب این مناطق از ملیت های کرد و ترک و عرب اوضاع را پیچیده تر کرده و راه را برای شکل گیری توطئه های جنایتکارانه هموار نموده است. نهایتا باید بگویم که نه دفاع لفظی دولت اسرائیل از استقلال کردستان و نه مخالفت های آمریکا و دیگران هیچکدام حقانیت تصمیمی را که مردم کردستان در همه پرسی روز 25 سپتامبر گرفتند، زیر سئوال نمی برد.

جهان امروز: بدنبال اعلام روز 25 سپتامبر 2017، برای برگزاری رفراندوم استقلال کردستان مخالفت های زیادی با این حرکت به سوی مردم کردستان و حکومت محلی آن سرازیر شده است. دولت ترکیه ، رژیم اسلامی ایران در کنار دولت مرکزی عراق ، اتحادیه اروپا، دولت آمریکا و هم پیمانان جنگ علیه داعش، همگی زبان به مخالفت و سرزنش و تهدید گشوده اند. شما جایگاه این موج مخالفت ها را از سوی این مراجع قدرت چگونه می بینید؟

ابراهیم علیزاده: تا آنجا که به مردم کردستان عراق مربوط می شود، گستردگی این مخالفت ها به معنی دشواری راهی است که در مسیر کسب استقلال در پیش دارند.

اینکه این تهدیدها چقدر عملی خواهد شد یا سازمان دهندگان و رهبران این حرکت تا کجا بر اهداف اعلام شده و پیگیری امر استقلال پافشاری خواهند کرد، موضوعی است مربوط به آینده. اما اگر 92 درصد از مردمی که به استقلال کردستان رای دادند، کار خود را خاتمه یافته ببینند و به خانه هایشان برگردند، اگر ملزومات پیروزی خود را با مبارزه در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی در خود جامعه کردستان بدست نیاورند، اگر مردم بخش های دیگر کردستان به دفاع از مردم هم سرنوشت خود در کردستان عراق بر نخیزند، اگر همبستگی نظیر آنچه که برای جنبش روژاوا، در سوریه، بخصوص در جریان مقاومت کوبانی در سطح جهانی بوجود نیاید، فشارها و توطئه ها خنثی نخواهند شد.

تا همین جای قضیه، رفراندوم چهره دشمنان آشکار و پنهان دشمنان مردم کردستان را عیان تر کرده است. عکس العمل هایی که در روزهای اخیر در رابطه با این مسئله نشان داده شد، می تواند بسیار آموزنده باشد. قدرت هایی تا دیروز از جانب احزاب حاکم به عنوان دوست و پشت و پناه مردم کرد معرفی می شدند، چهره واقعی خود را همچون دشمنان قسم خورده و سرسخت نشان دادند. در این میان دولت های جمهوری اسلامی و ترکیه و آمریکا شاخص تر هستند.

تهدیدات جمهوری اسلامی صریح تر و بدون پرده تر از دیگران است. در سال های اخیر محافلی در کردستان عراق تلاش می کردند که چهره بزک شده ای از جمهوری اسلامی در رابطه با کردستان عراق ارائه دهند. رفراندوم پرده این دو رویی را کنار زد. واقعیت این است اگر تاکنون هم جمهوری اسلامی نتوانسته است همه ظرفیت های خود را در دشمنی با مردم کردستان عراق و با حکومت محلی آن به کار بگیرد، تنها توازن قوای واقعی و آرایش سیاسی منطقه مانع بوده است.

دولت ترکیه هم در ابراز مخالفت و تهدید دست کمی از جمهوری اسلامی نداشت. تمام تبلیغاتی که در کردستان عراق طی سال ها کوشیده بود از دولت ترکیه تصویر یک همسایه دوست و هم پیمان حکومت محلی کردستان را به مردم بدهد، یک شبه نقش بر آب شد.

سیاست ریاکارانه دولت آمریکا هم برای مردم کردستان درس آموز است. سال هاست احزاب سیاسی حاکم و غیرحاکم در این منطقه به مردم کردستان عراق وعده می دهند که گویا دولت آمریکا پشت و پناه آنهاست. در روزهای اخیر دولت آمریکا تهدیدات خود را بر علیه استقلال کردستان در قالب دلسوزی بیان می کند، اما در واقع با پشتیبانی از دولت مرکزی عراق، عملا دست این دولت را در اعمال فشار بر مردم کردستان بازتر می کند. رفراندوم به هر نتیجه ای منجر شود، تا اینجای مسئله، درس های گرانبهایی برای مردم کردستان داشته است. این درس ها نباید فراموش شوند.

جهان امروز: تهدیداتی که حکومت مرکزی عراق در مخالفت با این رفراندوم از خود نشان می دهد را چگونه می بینید و با توجه به مناطق مورد مناقشه بین اقلیم کردستان و حکومت مرکزی به نظر شما این تهدیدات چه اندازه می تواند روی اوضاع عراق و کردستان تاثیر بگذارد؟

ابراهیم علیزاده: این تهدیدات البته جدی هستند. زیرا دولت عراق ابزارهای را در دست دارد که بدون شک می کوشد آنها را یک به یک و به تدریج به کار بگیرد. در این مورد نباید تردید کرد. دولت عراق بدون کمک جمهوری اسلامی ایران و دولت ترکیه توانایی محدودی در اعمال فشار بر حکومت محلی کردستان دارد. بکار بردن زور و لشکر کشی به کردستان یکی از ابزارهای آن است. اما صدام حسین با همه قدرتی که داشت این راه را پیمود و تجربه آنرا برای حکومت فعلی عراق باقی گذاشته است. هر چند بدون شک چنین جنگی برای مردم کردستان هم پر تلفات و دشوار خواهد بود، اما شکست نهایی دولت عراق در آن قطعی است. از این رو بعید به نظر می رسد که دولت عراق در این سطح دست به عمل بزند. اما به دست گرفتن کنترل مناطق نفتی کرکوک کاری است که ممکن است به انجام آن وسوسه شوند. و این حرکت دولت عراق تنها به مسئله رفراندوم مربوط نیست. همانطوریکه برای کنترل مناطق تحت تصرف داعش می جنگند، برای باز پس گیری مناطقی که در کردستان، در نتیجه حمله داعش از دست داده اند، خواهند جنگید. بدون رفراندوم هم آنها بهانه برای چنین حمله ای را بدست می آوردند.

اما عملی کردن بیشتر تهدیدها مربوط می شود به درجه همکاری دولت های ایران و ترکیه، با دولت عراق که گلوگاه های اصلی اقتصاد اقلیم کردستان در مرزهای مشترک با آنها قرار دارد. برای مثال اگر این دولت ها خود این مرزها را ببندند و یا به دولت عراق اجاز بدهند، نیروهایش را از داخل خاک ایران و ترکیه در پست های کنترل مرزی مستقر کند، در این صورت فشارها بویژه از لحاظ اقتصادی جدی خواهد بود. با توجه به وضعیت اقتصادی نابسامانی که اقلیم کردستان دارد و اتکاء آن به تنها صدور نفت، وضعیت فعلی را از لحاظ اقتصادی نابسامان تر خواهد کرد. از این رو در روزهای آینده باید منتظر بود تا تکلیف اقدامات عملی دولت های ایران و ترکیه در این مورد روشن شود. عامل موثری که می تواند جلو این همکاری سه جانبه را بگیرد، اعتراضات مردمی در کردستان ترکیه و ایران و پشتیبانی عملی جنبش روژاوا است.

جهان امروز: بعد از برگزاری رفراندوم ما با موجی از همبستگی در شهرهای کردستان ایران روبرو شدیم. به نظر شما روند استقلال کردستان عراق چه اندازه روی مسئله کرد در ایران تاثیر دارد.

ابراهیم علیزاده: در یک نگاه استراتژیک، آینده کردستان ایران و سیر دست یابی مردم کرد در کردستان ایران به حقوق ملی و خواسته های دیگر خود، قبل از آنکه از تحولات در کردستان عراق تاثیر بپذیرد، تحت تاثیر رویدادها و تحولاتی قرار دارد که در تهران و در سطح سراسری در ایران روی می دهند. اما نفس اینکه در فاصله چنین کوتاهی این سطح از همبستگی و پشتیبانی در همه شهرهای کردستان در قالب تظاهرات خیابانی و جشن و شادی ابراز می شود، نشانه احساس هم سرنوشتی به عنوان یک ملت ستمدیده از یک طرف و پیامی روشن از جانب مردم کردستان ایران به رژیم جمهوری اسلامی بود که زبان زور و تهدید را در برخورد به مسئله رفراندوم به کار برده بود. ادامه این پشتیبانی هم در خنثی کردن فشارهای رژیم ایران بر اقلیم کردستان بسیار موثر و حتی تعیین کننده خواهد بود و هم به ارتقاء سطح مبارزاتی جنبش انقلابی مردم کردستان یاری می رساند.

جهان امروز: بخشی از نیروهای سیاسی ایران، چه چپ و چه راست مخالف برگزاری این رفراندوم بودند. موضع شووینیستی نیروهای راست تا حد زیادی مشخص است. اما ما در سطح محدودی در میان نیروهای چپ هم در حالیکه حق ملل در تعیین سرنوشت خویش را تایید می کردند اما با این رفراندوم مخالف بوده و آن را سرآمدی برای تشدید بحران در منطقه دانسته و مضافا مقاصد رهبری رفراندوم را دلیلی برای نادرست بودن این همه پرسی تلقی کرده اند. نظر شما چیست؟

ابراهیم علیزاده: سطوح مختلف مخالفت ها را بایستی از هم جدا کرد. بخشی از مخالفت ها ناشی از نگرانی از عواقبی است که استقلال کردستان برای مردم آن در پی دارد. نگرانی های قابل درک و مسئولانه ای در این مورد ابراز می شود. کما اینکه در خود کردستان عراق هم گروه ها و روشنفکران زیادی بودند که از زاویه نگرانی هایشان برای آینده، با برگزاری رفراندوم در تاریخ تعیین شده مخالف بودند. آیا اقلیم کردستان برای روبرو شدن با عواقب چنین تصمیمی از لحاظ نظامی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ انسجام درونی، از لحاظ رابطه مردم و نیروهای هدایت کننده این حرکت، آمادگی دارد؟ جواب های متفاوت به چنین سئوالی داده می شود. البته عده ای هم با دیدگاه های شووینیستی، بصورت پوشیده و یا صریح، از زاویه خطرات احتمالی استقلال کردستان عراق برای تمامیت ارضی ایران، با آن مخالفت می ورزند. این دسته مورد اشاره شما که غالبا اپوزیسیون جمهوری اسلامی هم هستند، در این مورد عملا با رژیم ایران همسو شده اند و گاه حتی در لحن و گفتار زننده تر و مشمئز کننده تر از رژیم هم سخن می گویند.

همه این گونه تردیدها و مخالفت ها را نمی توان در یک کاسه ریخت. بحث در مورد رفراندوم بشود یا نشود، مربوط به گذشته است. امروز ما در برابر یک امر واقعی قرار داریم. رفراندوم انجام گرفته و در بر روی فشارها و توطئه ها و دشمنی ها باز شده است. خطراتی که امروز کردستان عراق را تهدید می کند، تنها متوجه احزاب حاکم در این منطقه نیست، زندگی، امنیت، معیشت و آزادی مردم در معرض تهدیدات جدی قرار گرفته است. امروز بایستی در این مورد سخن گفت و در برخورد به شرایط جدیدی که پیش آمده است، چاره جویی کرد. برخورد به این وضعیت جدید، در عین حال سنگ محکی هم برای تفکیک مواضع دلسوزانه و مسئولانه قبل از رفراندوم از مواضع شوونیستی است. موشکافی تئوریک در مورد نظریه "حق ملل در تعین سرنوشت خویش"، در این مورد دردی را دوا نمی کند، روند رویدادها معیارهای واقعی تر را در این مورد بدست می دهند.

جهان امروز: کومه له، (سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) که بخشی از نیروهایش در کردستان عراق مستقر است چه نقش و وظیفه ای در این رابطه و این روند برای خود می بیند و بطور کلی تاثیر این روند برای نیروهای سیاسی کردستان ایران که در این منطقه مستقر هستند به تصور شما در ماه های آتی چه خواهد بود؟

ابراهیم علیزاده: در روزهای قبل از برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی بخشی از تهدیدات خود بر علیه رفراندوم را متوجه نیروهای اپوزیسیون کرد در اقلیم کردستان نمود. علی شمخانی دبیر شورایعالی امنیت ملی در این مورد گفت که " (اگر حکومت اقلیم کردستان از برگزاری رفراندوم صرفنظر نکند)، ایران در چارچوب تامین امنیت مرزهای مشترک در رویکرد خود برای مقابله با حضور و فعالیت ضدانقلاب ایرانی که در مناطقی از کردستان عراق تردد دارند به صورت جدی تجدید نظر کرده و با شیوه های کاملا متفاوت نسبت به گذشته رفتار خواهد کرد". اگر چه لشکر کشی مستقیم جمهوری اسلامی به عمق کردستان عراق یک تهدید توخالی بیش نیست ولی بدون شک به عنوان انتقامجویی از مردم کردستان فشارهایش را در مرزها افزایش خواهد داد که دود آن بیشتر به چشم مردم ساکن روستاهای این منطقه خواهد رفت. به علاوه برای اعمال تروریستی بر علیه اپوزسیون در کردستان عراق در مقایسه با گذشته دست بازتری خواهد داشت. با همه اینها، ما به سهم خود حالت های مختلف را بررسی کرده ایم و برای هرکدام برنامه ریزی خواهیم کرد. در این مورد با نیروهای دیگر اپوزیسیون در کردستان عراق در تماس هستیم و همکاری هایی را در زمینه خنثی کردن توطئه های جمهوری اسلامی در نظر داریم.

آخرین مطالب